مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٢٥
با اين دستور ، تنها تعداد كمى از روايات را مى توانيم تشخيص بدهيم و درباره ديگر روايات ، راهى روشن تر و محتاط تر از اين نمى دانيم كه علم به آنها را به خودِ امام رد كنيم و دستور آسانى را كه در اين باره فرموده است ، بپذيريم: به هر كدام از دو حديث كه گردن نهيد ، بر شما جايز است. {-٩-}
مشخّصات برجسته بخش نخست اصول «الكافى»: عقل و اوصاف آن
اكنون قصد داريم به بخش نخست اصول الكافى بپردازيم كه بلافاصله پس از مقدّمه كلينى آمده است. در كتاب كلينى ، چند ويژگىِ برجسته ، نمود خاصّى دارند. به نظر مى رسد سخنان كلينى در بخش پايانى مقدّمه ايشان بر الكافى، در روشن ساختن نگرش او در پاسداشت جايگاه و كاربرد شايسته عقل ، كاملاً مناسب و درخور توجّه باشد. او خود گفته است: من ، اين تصنيف را با كتاب عقل و فضايل علم و بلندىِ درجه آن و ارجمندىِ دانشمندان ، و كاستى مقام جهل و بى ارزش بودن جاهلان ، شروع مى كنم ؛ زيرا عقل ، محورى است كه همه مدار شرع ، بر آن است و سود و زيان ، و ثواب و عِقاب ، متوجّه اوست . [٢] در اين جا بايد بر اين نكته تأكيد كنم كه حديث در نگاه شيعه دوازده امامى ، افزون بر سخنان پيامبر اسلام، سخنان گزارش شده از دختر پيامبر خدا ، فاطمه عليهاالسلام و امامان را نيز شامل مى شود. به هر حال ، براى فهم درست كار كلينى ، مهم اين است كه با توجّه به مواردى كه به روش عقل گرايى كلينى اشاره دارد ، به نظرى كه تقريبا حكايتگر و ناظر بر رويكرد اختصاصى كلينى باشد، دست يابيم . بايد ديد با توجّه به اين كه الكافى ، تنها اثر كلينى است كه به دست ما رسيده و ديگر آثارش به صورت نسخه هستند، اين مطلب ، چگونه فهميده مى شود؟
[١] الكافى، ج ١، ص ١٧.[٢] همان، ص ١٧ و ١٨ .[٣] همان، ص ١٨.[٤] همان جا .[٥] سوره حج، آيه ١١.[٦] الكافى، ج ١، ص ١٥ ، ح ١٤.[٧] شايان ذكر است كه كلينى در اين جا به امام خاصّى اشاره نكرده است.[٨] اشاره به راويانى دارد كه كلينى از آنها نقل حديث كرده است.[٩] الكافى، ج ١، ص ١٨ و ١٩ .[١٠] همان، ص ٢٠ ـ ٢١ .[١١] تصحيح الإعتقادات، محمّد بن محمّد بن نعمان بغدادى كرخى (شيخ مفيد) ، بيروت : دارالكتاب الإسلامية، ١٤٠٤ ق .[١٢] الاُصول الكافى، ج ١، بخش اوّل، كتاب العقل و الجهل، ح ١.[١٣] ر.ك : الكافى ، احاديث ٩ ، ١١ ، ٢٥ و ٢٨ «كتاب العقل» .[١٤] همان، ح ٢، ١٣، ١٦، ٣٠ و ٣٤.[١٥] الاُصول الكافى، ج ١، بخش اوّل، كتاب العقل و الجهل، ح: ١ ، ٧ ، ١٦ ، ٢١ و ٢٦. اين احاديث با كنيه «ابوجعفر» گزارش شده است.[١٦] همان، احاديث شماره : ٤ ، ٨ و ٣٢ . كلينى ، گاه از ايشان با «الرضا» و گاهى هم با كنيه وى «ابوالحسن» ياد مى كند.[١٧] براى آگاهى بيشتر درباره شيعه دوازده امامى عصر امام صادق عليه السلام ، ر.ك : سيّد حسين محمّد جعفرى، شرايط تاريخى به او اين امكان را داد تا با هدف تربيت دانشمندان مسلمان ، بويژه انديشوران شيعى ، مؤسّسه اى آموزشى تأسيس كند. اين آزادى ، در دوره بنى اميّه شايع نبود و مدّت ها بعد نيز در دوره حكومت عبّاسيان از آن كاسته شد. كلينى ، بخش «كتاب العقل و الجهل» را با نقل حديثى كوتاه از امام باقر عليه السلام درباره خلقت عقل توسّط خداوند ، شروع مى كند : و عزّتى و جلالى ما خلقت خلقا هو أحبّ إلىّ منك و لا أكملتك إلّا فيمن أحبّ ، أما إنّى إيّاك آمر ، و إيّاك أنهى و إيّاك اُعاقب ، وإيّاك اُثيب.