مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ٣٢٣
تخصّصى اى اشاره دارد كه فقط به ارائه گزاره هاى حديثى ، فقه يا اخلاق ، اختصاص يافته باشند. با توجّه به خلأ پيش گفته، علماى حديث ، مجبور شدند تا به نقل احاديث گوناگونى كه درجه اعتبار و صحّت آنها مجهول بود، بپردازند. بنا بر اين ، مطابق نظر كلينى ، در آن روزگار ، كتاب معتبرى كه احاديث پيامبر اسلام و همه امامان شيعه را در بر داشته باشد ، وجود نداشت. از اين رو ، كلينى با تدوين الكافى ، قصد داشت تا نيازهاى پيروانش را با مجموعه هاى معتبر و جامع، و با اختصار در گزارش موادّ مفاهيمى كه از احاديث به دست او رسيده بود ، تأمين كند . [١] مقدّمه كلينى بر الكافى ، تنها از اين جهت دل ربا نيست كه ستايش خداوند به زيبايى در آغاز آن آمده است ؛ بلكه افزون بر آن ، تبيين روش برخورد او با احاديث ، به طور عام ، بر اهمّيت آن افزوده است. شايد مثال هاى زير ، به عنوان تصوير و توضيحى از رويكرد خاصّ كلينى در به دست آوردن شناخت مطمئن ، سودمند باشند . دليل و مدركى كه گواهى از معرفت همراه آن باشد، قابل قبول است. به طور كلّى ، دليل و مدرك بدون امكان همراهى شاهد شناختى از آن ، معتبر نيست. شخصى كه تكاليف شرعى خود را در حال شك و بدون معرفت و بينش انجام مى دهد، به اراده خداوند باز مى گردد ، خواه به موهبت و رحمت خويش بپذيرد يا اين كه آن را كاملاً رد كند؛ زيرا تعيين اين وضعيت از طرف خداوند در حقّ شخص مكلّف نسبت به اوامر و نواهى شرعى، قطعى و انجام دادن آنها در حقّ او الزامى شده اند. بر اين اساس ، مكلّفانى كه تكاليف شرعى خود را بدون معرفت، بينش و اعتقاد راسخ انجام مى دهند ، حال روانى آنان در هنگام انجام دادن تكليف ، بنا به توصيف خداوند ، اين گونه خواهد بود: «وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُو خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِى وَ إِنْ أَصَابَتْهُ
[١] الكافى، ج ١، ص ١٧.[٢] همان، ص ١٧ و ١٨ .[٣] همان، ص ١٨.[٤] همان جا .[٥] سوره حج، آيه ١١.[٦] الكافى، ج ١، ص ١٥ ، ح ١٤.[٧] شايان ذكر است كه كلينى در اين جا به امام خاصّى اشاره نكرده است.[٨] اشاره به راويانى دارد كه كلينى از آنها نقل حديث كرده است.[٩] الكافى، ج ١، ص ١٨ و ١٩ .