مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٧
آن، افراد بى گناه زيادى كشته مى شدند و مال و ثروت خود را از دست مى دادند . گواه اين مطلب، نقل اين بزرگان است : اصطخرى مى گويد : و شارستان، بيشتر خراب است و ربض، آبادان است . [١] مقدّسى نيز مى گويد : مردم در مسئله خلق قرآن، نرمش نشان نمى دهند . [٢] قزوينى معتقد است : و اهل رى، بعضى شافعى و بعضى حنفى اند و اكثر اوقات، با هم جدال و نزاع مى نمايند . اصحاب شافعى، كمتر از اصحاب ابى حنيفه اند و عصبيّتْ بين آنها واقع است؛ به حدّى كه منجر به جنگ مى شود و هميشه پيروزى از آنِ شافعى ها بوده ، با اين كه عددشان كمتر است . و بر طبايع اهل رى ، خونريزى و قتل ، غالب است و اندكى شوخ طبعى دارند. [٣]
بخش دوم : بغداد
بغداد، شهرى است كه منصور ، دومين خليفه عبّاسى، در سال ١٤٥ ق، آن را پى ريزى كرد . [٤] بنيان گذارش آن را «دار السلام» ناميد، تا براى هميشه براى او و جانشينانش ، شهر آرامش ، صلح و دوستى باشد . شايد وجه تسميه آن، تفأّلى باشد كه منصور به قرآن زد و آيه «وَ اللَّهُ يَدْعُواْ إِلَى دَارِ السَّلَـمِ وَ يَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَى صِرَ طٍ مُّسْتَقِيمٍ» [٥] آمد و نام دار السلام را از اين آيه گرفت . [٦] او اين شهر را بنا بر دلايل نظامى ، اقتصادى و اقليمى برگزيد، تا بتواند حكومت خود را صاحب مركزى قدرتمند كند ؛ بنا بر اين، بغداد،
[١] مسالك و ممالك ، ص ١٧٠ .[٢] أحسن التقاسيم فى معرفة الأقاليم، ج ٢، ص ٥٩١ .[٣] آثار البلاد و أخبار العباد، ص ٤٤٣.[٤] همان ، ص ٣٧٢؛ تاريخ الخلفاء العبّاسيين ، ص ١٤ .[٥] سوره يونس، آيه ٢٥ .[٦] دليل خارطه بغداد ، ص ٤٥ .