مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٢١
است. المقتدر، از اين موضوع بر آشفت و سپاهى عليه پسر ابى الساج فرستاد. دوبار سپاهيان خليفه شكست خوردند، امّا بار سوم در ٣٠٧ ق، در اردبيل بر يوسف دست يافتند. يوسف، قبل از ترك رى، خراج گزافى از مردم آن جا گرفت و شهر را خراب كرد. [١] المقتدر، رى، دماوند، قزوين، ابهر و زنجان را به على بن وهسودان داد. [٢] وى پس از چندى، به دست عمويش، احمد بن مسافر، در قزوين كشته شد و حاكميت رى، مجددا به وصيف بكتمرى واگذار گرديد. [٣] احمد بن على صعلوك، در حكومت رى طمع كرد و از قم به آنجا رفت و وارد شهر گرديد و وصيف را شكست داد و بر رى مسلّط شد و دربار خلافت ، حكومت وى بر رى را پذيرفت . دماوند، قزوين، زنجان و ابهر را نيز به وى واگذار كرد. [٤] در ٣١٠ ق، بار ديگر المقتدر، حكومت رى، قزوين، ابهر، زنجان و آذربايجان را به يوسف بن ابى الساج سپرد. وى در سال ٣١١ ق، به رى آمد و با احمد بن على صعلوك جنگيد. در اين جنگ، احمد شكست خورد و كشته شد و يوسف بر رى استيلا يافت. [٥] المقتدر، پسر ابى الساج را براى جنگ با قرمطيان به واسط خواست. [٦] فاتك، غلام ابى الساج كه در رى بود، به مخالفت با دربار عباسى پرداخت و به تاريخ ٣١٣ ق، بر رى سلطه يافت. خليفه، به نصر بن احمد سامانى نامه نوشت و از وى خواست به رى رود و فاتك را از آن جا برانَد. نصر در ٣١٤ ق، به سوى رى شتافت. فاتك، گريخت و نصر بن احمد، وارد شهر رى شد و دو ماه آن جا ماند.
[١] . تجارب الاُمم ، ج ٥ ، ص ١٠١ ؛ الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ١٠١ و ١٠٢ .[٢] . تجارب الاُمم، ج ٥ ، ص ١٠٣؛ الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ١٠٢.[٣] . تجارب الاُمم، ص ١٠٤؛ الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ١٠٣.[٤] . تجارب الاُمم، ج ٥ ، ص ١٠٤؛ الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ١٠٤.[٥] . تجارب الاُمم، ج ٥ ، ص ١٤٠؛ الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ١٣٦ و ١٤٤.[٦] . الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ١٦٢.