مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١١٧
رافع با دستگاه خلافت عباسى، تيره گرديد و المعتضد، وى را به سال ٢٧٩ ق، از حكومت خراسان بركنار كرد و توليت آنجا را به عمرو ليث سپرد. و به احمد بن عبد العزيز بن ابى دلف عجلى، از امراى دلفيان، نوشت تا به رى رود و رافع را از آنجا براند. رافع، از احمد بن عبد العزيز، شكست خورد [١] و به گرگان رفت. احمد در سال ٢٨٠ ق، درگذشت و رافع به رى بازگشت. [٢] بنا به نوشته اولياء اللّه ، ميان رافع و عمرو ليث، دشمنى افتاد و رافع به گرگان گريخت و در خدمت محمّد بن زيد درآمد. [٣] امّا سرانجام، رافع در جنگ با عمروليث، در ٢٨٣ ق، كشته شد و سرش را به بغداد، نزد المعتضد فرستادند و در سال ٢٨٤ ق، به آنجا رسيد. [٤] المعتضد، يكى از خلفاى نيرومند عباسى بود كه خلافت عباسيان در زمان وى قدرت خويش را باز يافت. او از قدرت يافتن محمّد بن زيد علوى، صاحب طبرستان، خبر يافت و در تاريخ ٢٨١ ق، شخصا عازم بلاد جبل گرديد و به دينور آمد تا به رى رود. امّا چون دينور، به دست كردان افتاده بود، در آنجا ماند كه آنها را شكست دهد و پسر خويش، على المكتفى را به حكومت رى گماشت و مناطق قزوين، زنجان، ابهر، قم و همدان را نيز بر آن افزود و سپس به بغداد بازگشت. [٥] المعتضد، سال بعد، يعنى ٢٨٢ ق، وزير خود عبيد اللّه بن سليمان را نيز به نزد على در رى فرستاد. [٦] به هنگام اقامت مكتفى در رى، جايگاهى به نام مقام مكتفى در اين شهر بنا گرديد. [٧]
[١] . تاريخ الطبرى، ج ١٠، ص ٣١؛ مروج الذهب، ج ٤، ص ٢٤٣.[٢] . تاريخ طبرستان و رويان و مازندران، ص ٢٩٧.[٣] . تاريخ رويان، ص ٧٣.[٤] . مروج الذهب، ج ٤، ص ٢٦٠.[٥] . همان، ص ٢٤٥؛ الكامل فى التاريخ، ج ٧، ص ٤٦٧؛ رى باستان، ج ٢، ص ١٤١ (در الكامل فى التاريخ، افزون بر شهرهاى فوق، دينور نيز ذكر شده است).[٦] . تاريخ الطبرى، ج ١٠، ص ٤١.[٧] . رى باستان، ج ٢، ص ١٤١.