مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١١٦
ترك دستگاه خلافت عباسى، صلابى را والى رى گردانيد. [١] به اين ترتيب، رى در قلمرو سياسى عباسيان قرار گرفت. صلابى، در سال ٢٦٢ ق، درگذشت و كيغلغ، حاكم رى گرديد. [٢] در سال ٢٦٦ ق، اساتكين تُرك، بر رى غلبه يافت و حاكم پيشين رى، طلمجور را بيرون راند. [٣] حسن بن زيد علوى، به سال ٢٧٠ ق، درگذشت و برادرش محمّد بن زيد، به حكومت رسيد و تا سال ٢٨٧ ق، در مسند قدرت باقى ماند. [٤] وى در سال ٢٧٢ ق، به فكر تسخير رى افتاد. حاكم رى، اساتكين بود. نيروهاى دو طرف، در خوار رى (گرمسار كنونى) جنگيدند و محمّد بن زيد شكست خورد و به لاريجان هزيمت كرد. اذكوتكين، كشتار سنگينى در رى به راه انداخت. [٥] درسال ٢٧٥ ق، احمد بن حسن ماردانى بر رى غلبه كرد و تشيّع را در آن ديار ظاهر گردانيد. وى پيشتر در خدمت اذكوتكين، پسر اساتكين تُرك بود. [٦] رافع بن هرثمه، امير خراسان بود. وى، به طبرستان لشكر كشيد و محمّد بن زيد، از پيش او گريخت. رافع، به طالقان رفت و آن جا را خراب كرد و غلات را به آتش كشيد. ابن اثير، در ذيل حوادث سال ٢٧٥ ق، نوشته است: رافع، به رى آمد و تا درگذشت الموفّق به سال ٢٧٦ ق، در اين شهر اقامت كرد. [٧] به نظر مى رسد در اين جا، اشتباهى رخ داده باشد؛ چون تاريخ درگذشت الموفّق، بنا بر گزارش خود ابن اثير و ديگر مورّخان، ٢٧٨ ق است. [٨] به هر صورت، رابطه
[١] . تاريخ الطبرى، ج ٩، ص ٥٠١ و ٥٠٦ .[٢] . الكامل فى التاريخ، ج ٧، ص ٣٠٤.[٣] . تاريخ الطبرى، ج ٩، ص ٥٤٩ .[٤] . تاريخ رويان، ص ٧١؛ تاريخ طبرستان، ج ١، ص ٢٤٩ و ٢٥٦.[٥] . تاريخ طبرستان، ج ١، ص ٢٥٢؛ الكامل فى التاريخ، ج ٧، ص ٤١٨.[٦] . معجم البلدان، ج ٣، ص ١٢١ (ياقوت، اذكوتكين را كوتكين بن ساتكين ترك نوشته است).[٧] . الكامل فى التاريخ، ج ٧، ص ٤٣٤.[٨] . همان جا؛ تاريخ الطبرى، ج ١٠، ص ٢٢؛ الأنباء بأنباء الأنبياء، ص ٣٠٩؛ البداية و النهاية، ج ١١، ٦٧ و... .