مجموعه مقالات فارسي کنگره بين المللي ثقة الاسلام کليني - مجموعه مؤلفان - الصفحة ١٠٩
وزارت سوم او در ٣١١ و ٣١٢ ق، شلمغانى به خاطر روابط نزديك خود با محسن، پسر ابن الفرات، وارد دستگاه وزارت گرديد. [١] وى به علّت بهره مندى از نفوذ سياسى توأم با منصب معنوى ارتباط با دستگاه نيابت، توانست تبليغات خود را در ميان مقام هاى بالاى دستگاه ادارى متمركز كند و تعداد قابل توجّهى هوادار به دست آورد. در ميان آنان، احمد بن محمّد بن عبدوس، ابراهيم بن محمّد بن ابى عون، ابن شبيب زيات، ابوجعفر بسطام، ابوعلى بسطام و حسين بن قاسم بن عبد اللّه بن وهب قرار داشتند. [٢] شخص آخر، در سال ٣١٩ ق، مقام وزارت المقتدر را عهده دار بود، امّا هفت ماه پس از وزارت، در ٣٢٠ ق بركنار گرديد. [٣] اين وزير، به شهر رقّه تبعيد گرديد و بنى بسطام، از دوستان وى نيز دستگير و اموالشان مصادره گرديد. [٤] شلمغانى، از سال ٣١٢ ق مخفى شد و از ترس از بغداد گريخت. سرانجام در اوايل حكومت الراضى، به سال ٣٢٢ ق، با چند تن ديگر از شخصيّت هاى پيرو خود دستگير شدند. شلمغانى و ابن ابى عون، از ياران نزديك وى را گردن زده و جسد ايشان را به دار آويختند و سپس نعش آن دو نفر را سوزانده و خاكسترش را در دجله ريختند. [٥] ديگر پيرو او، حسين بن قاسم، از وزراى دوره المقتدر، در همان سال در رقّه كشته و سرش را به بغداد آوردند. [٦] خاندان بسطام، يكى از خاندان هاى قديم بوده اند كه در دستگاه خلفاى بغداد و امراى اطراف، در شمار كتّاب و كارگزاران ديوانى، عهده دار پاره اى مشاغل مى شده اند و از اين خانواده، ابوالعباس احمد بن محمّد بن بسطام و پسرانش، ابوالقاسم على
[١] . تجارب الاُمم، ج ٥ ، ص ١٨٥.[٢] . الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ٢٩٠؛ الفخرى، ص ٢٧٤.[٣] . همان، ص ٢٣٠ و ٢٣٨.[٤] . خاندان نوبختى، ص ٢٣٢.[٥] . الكامل فى التاريخ، ج ٨ ، ص ٢٩٠ ـ ٢٩٤.[٦] . همان، ص ٢٩٤.