ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ٥٩٣
سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللّه ُ لَهُمْ إِنَّ اللّه َ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ» . [١]
وَ قَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللّه ُ وَ قَدْ جَاءَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ مِنْ رَبِّكُمْ وَ إِنْ يَكُ كَاذِبا فَعَلَيْهِ كِذْبُهُ وَ إِنْ يَكُ صَادِقا يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللّه َ لاَ يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ» . [٢]
أَلاَ للّه ِِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللّه ِ زُلْفَى إِنَّ اللّه َ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللّه َ لاَ يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ» . [٣]
الحديث :
٢١١٨٦.الإمامُ عليٌّ عليه السلام : كَيفَ يَستَطيعُ الهُدى مَن يَغلِبُهُ الهَوى ؟! [٤]
٢١١٨٧.عنه عليه السلام ـ مِن كِتابِهِ إلى مُعاويَةَ ـ: أمّا بَعدُ فَقد أتَتْني مِنكَ مَوعِظَةٌ مُوَصَّلَةٌ ... و كِتابُ امرئٍ لَيس لَهُ بَصَرٌ يَهديهِ ، و لا قائدٌ يُرشِدُهُ ، قد دَعاهُ الهَوى فأجابَهُ ، و قادَهُ الضّلالُ فاتَّبَعَهُ . [٥]
«براى آنان يكسان است: چه برايشان آمرزش بخواهى يا برايشان آمرزش نخواهى، خدا هرگز آنان را نمى آمرزد. خدا گروه فاسقان را هدايت نمى كند».
«و مردى مؤمن از خاندان فرعون كه ايمان خود را نهان مى داشت، گفت: آيا مردى را مى كشيد كه مى گويد: پروردگار من خداست و مسلّماً براى شما از جانب پروردگارتان دلايل آشكارى آورده و اگر دروغگو باشد، دروغش به زيان اوست و اگر راستگو باشد، برخى از آنچه به شما وعده مى دهد به شما خواهد رسيد؛ زيرا خدا كسى را كه افراط كار و دروغزن باشد هدايت نمى كند».
«آگاه باشيد، آيين پاك از آنِ خداست و كسانى كه به جاى او دوستانى براى خود گرفته اند [به اين بهانه كه: ] ما آنها را جز براى اينكه ما را هرچه بيشتر به خدا نزديك گردانند نمى پرستيم، البته خدا ميان آنان درباره آنچه بر سر آن اختلاف دارند، داورى خواهد كرد. در حقيقت، خدا آن كسى را كه دروغ پرداز ناسپاس است هدايت نمى كند».
حديث:
٢١١٨٦.امام على عليه السلام : كسى كه هوس بر او چيره مى آيد، چگونه مى تواند به راه راست درآيد؟!
٢١١٨٧.امام على عليه السلام ـ در بخشى از نامه خود به معاويه ـنوشت : اما بعد، پندى شكسته بسته و... از تو به من رسيد و نامه كسى كه نه بصيرتى دارد تا راهنماييش كند و نه راهبرى كه او را به راه راست و درست كشاند، بلكه هوس او را فراخوانده و او به نداى آن پاسخ آرى داده و گمراهى زمامش را مى كشد و او دنبال آن مى رود.
[١] المنافقون : ٦.[٢] غافر : ٢٨.[٣] الزمر : ٣.[٤] غرر الحكم : ٧٠٠١.[٥] نهج البلاغة : الكتاب ٧.