ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ٣١٤
٢٠٥٢٠.الدرّ المنثور عن ابنِ عبّاسٍ ـ أيضا ـ: تَندَمُ على ما فاتَ و تَلومُ علَيهِ . [١]
التّفسير:
في قوله : «و لا اُقْسِمُ بالنَّفْسِ اللَّوّامَةِ» إقسام ثانٍ على ما يقتضيه السّياق و مشاكلة اللفظ ، فلا يُعبأ بما قيل : إنّه نفي الإقسام و ليس بقسم ، و المراد اُقسم بيوم القيامة و لا اُقسم بالنفس اللوّامة . و المراد بالنفس اللوّامة نفس المؤمن التي تلومه في الدنيا علَى المعصية و التثاقل في الطاعة ، و تنفعه يوم القيامة . و قيل : المراد به النفس الإنسانيّة أعمّ من المؤمنة الصالحة و الكافرة الفاجرة ، فإنّها تلوم الإنسان يوم القيامة ؛ أمّا الكافرة فإنّها تلومه على كفره و فجوره ، و أمّا المؤمنة فإنّها تلومه على قلّة الطاعة و عدم الاستكثار من الخير . و قيل : المراد نفس الكافر الذي تلومه يوم القيامة على ما قدّمت من كفر و معصية ، قال تعالى : «و أسَرُّوا النَّدامَةَ لَمّا رَأوُا العَذابَ» . [٢] و لكلّ من الأقوال وجه . [٣]
٢٠٥٢٠.الدرّ المنثور : ابن عباس ـ در همين باره ـ مى گويد : نفْسى كه بر آنچه از دست رفته افسوس مى خورد و براى آن ملامت مى كند.
تفسير :
جمله «و لا اقسم بالنفس اللوّامه (= سوگند به نفس ملامتگر) » به اقتضاى سياق و از نظر همانندى لفظى كه با جمله قبل دارد، سوگند دوم است. بنا بر اين نبايد به گفته برخى اعتنا كرد كه گفته اند : جمله دوم نفى سوگند است و سوگند نمى باشد و مراد اين است كه به روز قيامت سوگند مى خورم و به نفْس ملامتگر سوگند نمى خورم. مراد از نفْس لوّامه، نفْس مؤمن است كه در دنيا او را بر معصيت و كندى در طاعت خدا سرزنش مى كند و در روز قيامت سودش مى رساند. بعضى گفته اند كه مراد از آن، مطلقِ نفْس انسانى است، چه نفْسِ مؤمن و درستكار و چه نفْسِ كافر گنهكار؛ زيرا نفْس به طور كلى انسان را در روز قيامت ملامت مى كند. نفْس كافر، صاحب خود را به خاطر كفر و گناهانش سرزنش مى كند و نفْسِ مؤمن ، شخص مؤمن را به خاطر كم طاعتى و انجام ندادن كارهاى نيكِ بيشتر، ملامت مى كند. بعضى هم گفته اند كه مراد از نفْس لوّامه، نفْس انسان كافر است كه در روز قيامت او را به خاطر كفر و معصيتى كه در دنيا كرده است ملامت مى كند. همچنان كه خداى متعال فرموده است : «وقتى عذاب را ديدند، ندامت خود را پنهان مى دارند». البته هر يك از اين اقوال براى خود وجهى دارد.
[١] الدرّ المنثور : ٨ / ٣٤٣.[٢] يونس : ٥٤.[٣] الميزان في تفسير القرآن : ٢٠ / ١٠٣.