ميزان الحكمه - المحمدي الري شهري، الشيخ محمد - الصفحة ٤٧٧
٢٠٩١٦.الإمامُ الكاظمُ عليه السلام ـ لهِشامِ بنِ الحَكَمِ و هُو يَعِظُهُ ـ: يا هِشامُ ، اِحذَرْ هذهِ الدُّنيا ، و احذَرْ أهلَها؛ فإنّ النّاسَ فيها على أربَعَةِ أصنافٍ : رجُلٌ مُتَردّي مُعانِقٌ لهَواهُ ، و مُتَعلِّمٌ مُقرئٌ (مُتَقَرّئٌ) كُلّما ازدادَ عِلما ازدادَ كِبرا ، يَستَعلي بقِراءتِهِ و عِلمِهِ على مَن هُو دُونَهُ ، و عابِدٌ جاهِلٌ يَستَصغِرُ مَن هُو دُونَهُ في عِبادَتِهِ ، يُحِبُّ أن يُعَظَّمَ و يُوَقَّرَ ، و ذو بَصيرَةٍ عالِمٌ عارِفٌ بطَريقِ الحَقِّ يُحِبُّ القِيامَ بهِ فهُو عاجِزٌ أو مَغلوبٌ ، و لا يَقدِرُ علَى القِيامِ بما يَعرِفُ(ـهُ) فهُو مَحزونٌ مَغمومٌ بذلكَ ، فهُو أمثَلُ أهلِ زَمانِهِ ، و أوجَهُهُم عَقلاً . [١]
٢٠٩١٧.الإمامُ الرِّضا عليه السلام : النّاسُ ضَربانِ : بالِغٌ لا يَكتَفي ، و طالِبٌ لا يَجِدُ . [٢]
٢٠٩١٨.الإمامُ العسكريُّ عليه السلام ـ في جوابِهِ عن سؤال بعضٍ عنِ اختِلافِ الشِّيعَةِ: إنّما خاطَبَ اللّه ُ العاقِلَ ، و النّاسُ فِيَّ على طَبَقاتٍ : المُستَبصِرُ على سَبيلِ نَجاةٍ ، مُتَمَسِّكٌ بالحَقِّ ، مُتَعَلِّقٌ بفَرعِ الأصلِ ، غَيرُ شاكٍّ و لا مُرتابٍ ، لا يَجِدُ عَنِّي مَلجأً. و طَبَقةٌ لَم تَأخُذِ الحَقَّ مِن أهلِهِ ، فهُم كَراكِبِ البَحرِ ؛ يَموجُ عِندَ مَوجِهِ و يَسكُنُ عِندَ سُكونِهِ . و طَبَقةٌ استَحوَذَ علَيهِمُ الشَّيطانُ ، شأنُهُمُ الرَّدُّ على أهلِ الحَقِّ و دَفعُ الحَقِّ بالباطِلِ ، حَسَدا مِن عِندِ أنفُسِهِم . فَدَعْ مَن ذَهَبَ يَمينا و شِمالاً ، فإنَّ الرّاعِيَ إذا أرادَ أن يَجمَعَ غَنَمَهُ جَمَعَها بأهوَنِ سَعيٍ ، و إيّاكَ و الإذاعَةَ و طَلَبَ الرِّئاسَةِ ، فإنّهُما يَدعُوانِ إلَى الهَلَكَةِ . [٣]
٢٠٩١٦.امام كاظم عليه السلام ـ در اندرز به هشام بن حكم ـفرمود : اى هشام! از اين دنيا و اهل آن برحذر باش؛ زيرا مردم در آن چهار دسته اند : يكى افتاده در ورطه هلاكت و هماغوش هوس. ديگرى طالب دانش و قرآن خوان كه هر چه دانشش فزايد كبر و غرورش بيش شود و قرآن دانىِ خود و دانشِ خويش را وسيله گردن فرازى و بزرگى نمودن بر فرو دستان خود سازد. سومى عابد نادانى كه هر كس را در عبادت از او كمتر است كوچك شمارد و دوست دارد او را تعظيم و تكريم كنند و چهارمى بينشمندِ داناىِ آشنا به راه حقّ كه دوست دارد حقّ را بر پاى دارد، اما يا ناتوان است، يا مغلوب و نمى تواند آنچه را مى فهمد و مى داند به كار بندد و از اين رو اندوهناك و غمزده است. او بهترين فرد روزگار خود و خردمندترين آنان است.
٢٠٩١٧.امام رضا عليه السلام : مردم دو گونه اند : رسنده اى كه بسنده نمى كند و جوينده اى كه نمى يابد.
٢٠٩١٨.امام عسكرى عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال يكى از شيعيان درباره اختلاف شيعفرمود : مخاطب خداوند در حقيقت شخص خردمند است و مردم نسبت به من چند دسته اند : يكى با بينش و بصيرت است و در راه نجات قدم بر مى دارد و به حقّ چنگ در مى زند و به شاخه ريشه مى آويزد، از شك و ترديد به دور است و جز من كسى را پناهگاه نمى يابد. دسته دوم، حقّ را از اهلش فرا نگرفته اند. اينان چون به دريا نشسته اى هستند كه با موج دريا، موج برمى دارند و با آرام گرفتن آن آرام مى گيرند. دسته سوم، شيطان بر آنها استيلا دارد ، كارشان مخالفت با اهل حقّ و دفع حقّ با باطل است و اين كارشان ناشى از حسادت درونى آنها مى باشد. پس، آن را كه به راست و چپ مى رود، به خود وا گذار؛ زيرا كه اگر چوپان بخواهد گوسفندان خود را يك جا فراهم آورد با كمترين تلاشى آنها را گرد مى آورد. و از فاش كردن اسرار و رياست طلبى بپرهيز كه اين هر دو مايه نابوديند.
[١] بحار الأنوار : ٧٨ / ٣١٦ / ١.[٢] بحار الأنوار : ٧٨ / ٣٤٩ / ٧.[٣] تحف العقول : ٤٨٦.