دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٥
د ـ انتخاب زنِ باكِره
١١٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : با زنانِ باكره ازدواج كنيد ؛ زيرا آنان دهانشان خوش بوتر ، سينه هايشان شيراَفشان تر ، اخلاقشان نيكوتر ، و رَحِم هايشان بازتر است .[١] آيا نمى دانيد كه در روز رستاخيز ، به [ بسيارىِ ] شما بر ديگر امّت ها مى بالم ؟ حتّى به جنين سقط شده اى كه قهر كرده و ناراحت ، بر درِ بهشت مى مانَد . پس خداوند عز و جل به او مى گويد : «داخل بهشت شو!» و او مى گويد : نه . [وارد نمى شوم ]تا اين كه پيش از من ، پدر و مادرم داخل شوند . پس خداوند متعال ، به فرشته اى از فرشتگان مى فرمايد : «پدر و مادرش را نزد من بياوريد» . آن گاه دستور مى دهد كه آن دو را به بهشت ببرند . سپس مى فرمايد : «اين ، از لطف و رحمت من به توست» .
١١٨.سنن الدارمى ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ :در سفرى ، با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بوديم . هنگامى كه باز گشتيم ، من در رفتن ، پيشى گرفتم . سوارى به من رسيد . بر گشتم . ديدم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است . فرمود : «چه چيزى تو را به شتاب وا داشته است ، اى جابر؟!» . گفتم : من تازه دامادم . فرمود : «با دختر ازدواج كرده اى ، يا بيوه؟» . گفتم : بيوه . فرمود : «پس چرا دختر نگرفتى كه با هم به ملاعبه بپردازيد؟» . سپس به من فرمود : «هر گاه وارد شدى ، هوش دار ، هوش دار!» .[٢] چون رسيديم ، خواستيم كه وارد شويم ، امّا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «درنگ كنيد تا شب ـ يعنى شامگاهان ـ وارد شويم تا زنان ، شانه اى بر سر خويش بكشند و موى از خود بِستُرند» .
١١٩.صحيح البخارى ـ به نقل از جابر ـ :با زنى ازدواج كردم . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اى جابر! آيا ازدواج كردى؟» . گفتم : آرى . فرمود : «دختر است ، يا بيوه؟» . گفتم : بيوه . فرمود : «چرا دختر نگرفتى ، كه با يكديگر ملاعبه و بگوبخند كنيد؟» . گفتم : پدرم مُرد ، در حالى كه هفت ـ يا نُه ـ دختر بر جاى گذاشت و من خوش نداشتم كه يكى چون آنان ، بر جمعشان بيفزايم . پس با زنى ازدواج كردم كه سرپرستى آنان را به عهده بگيرد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «آفرين بر تو!» .
[١] كنايه از فرزندزايىِ بيشتر آنهاست . [٢] اصل عربى اين تعبير ، «الكَيْس» است و شارحان در بيان اين تعبير گفته اند: الكيس ، يعنى جماع يا عقل . مراد ، تشويق به طلب فرزند است و به قولى ، تحذير از ترك جماع است ، كه همان تشويق به مجامعت است . يعنى چون وارد شدى ، در كار فرزند بكوش . برخى نيز گفته اند امر به جماع است يا نهى از مبادرت به آن ، با به كارگيرى عقل ، تا مبادا عطش شهوت ، موجب شود كه در حال حيض ، با زنش مجامعت كند .