دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٧
٨٣.الكافى ـ به نقل از على بن مهزيار ـ :على بن اَسباط ، به امام باقر عليه السلام در باره دخترانش نامه اى نوشت [و به عرض ايشان رساند] كه كسى همتاى خود نمى يابد [ تا دخترانش را به همسرى آنان در آوَرَد ] . امام باقر عليه السلام به او نوشت : «آنچه را در باره دخترانت نوشته بودى كه كسى همتاى خودت نمى يابى ، دريافتم . خدايت رحمت كند ! چنين انديشه اى به خود ، راه مده ؛ چرا كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : هر گاه كسى نزد شما [ به خواستگارى ] آمد كه اخلاق و دين او را مى پسنديد ، به او زن دهيد كه اگر چنين نكنيد ، گناه و تباهى بزرگى در زمين ( جامعه ) پديد خواهد آمد » .
د ـ ناآگاهى از دين
٨٤.الكافى ـ به نقل از عبد الصمد بن بشير ـ :زنى ، نزد امام صادق عليه السلام آمد و گفت : خدا شما را به سلامت دارد ! من زنى تارك دنيا هستم . امام عليه السلام فرمود : «منظورت از ترك دنيا چيست؟» . گفت : ازدواج نمى كنم . فرمود : «چرا؟» . گفت : با اين كار ، در پى كسب فضيلت هستم . فرمود : «برگرد كه اگر در اين كار ، فضيلتى بود ، هر آينه ، فاطمه عليهاالسلام از تو ، به آن ، سزاوارتر بود . هيچ كس نيست كه در فضيلت ، بر او پيشى بگيرد» .
ه ـ گريز از مسئوليت
٨٥.جامع الأخبار : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به مردى به نام عكّاف فرمود : «همسر دارى ؟» . گفت : نه ، اى پيامبر خدا ! فرمود : «كنيزى دارى ؟» . گفت : نه ، اى پيامبر خدا ! فرمود : «آيا توانگرى ؟» . گفت : بله . فرمود : «ازدواج كن ، وگر نه ، از گنهكاران هستى» . در روايتى ديگر آمده است : «ازدواج كن ، وگر نه ، در شمار راهبان نصارا هستى» . و در روايتى ديگر آمده است : «ازدواج كن ، وگر نه ، از برادران شياطين هستى» .