دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٣
٥.تفسير القمّى ـ به نقل از ابو بكر حضرمى ـ :هشام بن عبد الملك ره سپار حج شد و اَبرَشِ كَلبى همراه او بود . در مسجد الحرام ، امام صادق عليه السلام را ديدند . هشام به ابرش گفت : او را مى شناسى؟ گفت : نه . هشام گفت : او همان كسى است كه از بس علم دارد ، شيعيانْ ادّعا مى كنند كه پيامبر است! ابرش گفت : سؤالاتى را از او مى پرسم كه فقط كسى مى تواند آنها را پاسخ دهد كه يا پيامبر باشد يا جانشين پيامبر . هشام گفت : دوست دارم اين كار را بكنى . ابرش به نزد امام صادق عليه السلام رفت و گفت: اى ابو عبد اللّه ! مرا از اين سخن خداوند كه: «آيا آنان كه كفر ورزيدند، نينديشيدند كه آسمان ها و زمين ، فشرده بودند و ما آن دو را از هم گشوديم؟» خبر بده كه فشردگى و از هم گشودگى آنها چگونه بوده است؟ امام صادق عليه السلام فرمود : «اى ابرش! چنان بوده كه خود او بيان كرده است : «و عرش او بر آب بود» و آب بر روى هوا قرار داشت و هوا بى كرانه بود ، و در آن روز ، جز اين دو ، آفريده اى نبود . در آن روز ، آب ، شيرين و گوارا بود . پس خداوند عز و جل چون خواست كه زمين را بيافريند ، بادها را فرمود و بادها آب را بر هم زدند و موجى پديد آمد . سپس [موج ،] كف را بر آورد و كف ، يك پارچه شد و خداوند ، آن را در محلّ خانه كعبه جمع كرد. آن گاه آن را كوهى از كف قرار داد. سپس از زير آن ، زمين را گستراند. از اين رو ، خداى متعال فرموده است : «نخستين خانه اى كه براى مردم نهاده شد ، همان است كه در مكّه است و مبارك است» . آن گاه ، پروردگار متعال ، مدّتى درنگ كرد و چون خواست آسمان را بيافريند ، بادها را فرمود و بادها درياها را به هم زدند ، چندان كه درياها كف بر آوردند. از ميان آن موج و كف ، دودى (بخارى) بدون آتش برخاست . پس خداوند ، آسمان را از آن آفريد و در آن ، برج ها و ستارگان و منازل خورشيد و ماه را قرار داد ، و آنها را در فلكى (مدارى) به حركت در آورد . آسمان ، سبز بود ، به رنگ آب سبز ، و زمين ، خاكى رنگ بود ، به رنگ آب گل آلود . هر دو ، بسته بودند و هيچ درى (منفذى) نداشتند . پس خداوند ، آسمان را به باران گشود (آسمان باريد) و زمين را به گياه (زمين روييد) . اين است معناى سخن او كه : «آيا آنان كه كفر ورزيدند ، نيديشيدند كه آسمان ها و زمين ، فشرده بودند و ما آن دو را از هم گشوديم ؟!» » . ابرش گفت : به خدا سوگند كه تا كنون هرگز كسى چنين سخنى نگفته است! دوباره بگوييد . امام عليه السلام دوباره گفت . ابرش ـ كه فردى مُلحد بود ـ سه بار گفت : من گواهى مى دهم كه تو فرزند يك پيامبرى .