دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٥
درآمد
ارض ، در لغت
در لغت ، «أرض» به هر چيزى كه در پايين قرار دارد (در مقابل «سماء») ، اطلاق مى گردد . ابن فارس مى گويد : الهَمزَةُ وَ الرّاءُ وَ الضّادّ ثَلاثَةُ اُصول : أصلٌ يَتَفَرَّعُ وَ تَكثُرُ مَسائِلُهُ ، وَ أصلانِ لا يَنقاسانِ ، بَل كُلُّ واحِدٍ مَوضوعٌ حَيثُ وَضَعَتهُ العَرَبُ... وَ أمَّا الأَصلُ الأَوَّلُ ، فَكُلُّ شَيءٍ يَسفلُ وَ يقابِلُ السَّماءَ . [١] همزه و راء و ضاد ، سه ريشه معنايى دارد : يك ريشه ، فروع و مسائل بسيار دارد ، و دو ريشه ديگر ، با هم قياس نمى شوند ؛ بلكه هر يك وضعى جداگانه دارند كه به وسيله عرب ، وضع شده اند... ؛ امّا ريشه اوّل ، عبارت از هر چيزى است كه در پايين قرار دارد و در مقابل سماء (بالا) است . ديگر لغت شناسان نيز واژه «أرض» را چنين تفسير كرده اند . [٢] بنا بر اين ، كره خاكى اى كه ما بر آن زندگى مى كنيم و موضوع اين بخش است ، يكى از مصاديق معناى لغوى «أرض» است و بدان جهت ، «أرض» ناميده مى شود كه نسبت به
[١] معجم مقاييس اللغة : ج ١ ص ٧٩ مادّه «أرض» . [٢] ر. ك : الصحاح : ج ٣ ص ١٠٦٤ ، المفردات : ص ٧٣ ، التحقيق فى مفردات القرآن : ج ١ ص ٦٩ مادّه «أرض» .