دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧
٧٥٩.تاريخ دمشق ـ به نقل از عبد اللّه بن بُرَيده ـ: حسن عليه السلام و حسين عليه السلام نزد معاويه رفتند و او همان وقت ، فرمان داد دويست هزار درهم به آن دو بدهند و گفت : بگيريد كه من ، پسر هند هستم . اين [مبلغ] را نه كسى پيش از من بخشيده و نه كسى بعد از من خواهد بخشيد . حسن عليه السلام مردى هميشه خموش بود [و چيزى نفرمود] ؛ امّا حسين عليه السلام فرمود : «به خدا سوگند ، نه كسى پيش از تو و نه كسى پس از تو ، به دو تن شريف تر و برتر از ما عطا نكرده و نخواهد كرد» .
٧٦٠.الاحتجاج ـ در خبر معاويه كه حسين عليه السلام به او نامه اى: معاويه به او چيزى ننوشت كه بدش بيايد و آنچه را به او مى رسانْد ، قطع نكرد . معاويه در هر سال ، افزون بر انواع هدايا و كالاهاى ديگر ، يك ميليون درهم براى او مى فرستاد .
٧٦١.علل الشرائع : حسن و حسين ، فرزندان على عليه السلام ، آنچه را معاويه مى داد ، مى گرفتند ؛ امّا به اندازه بال مگسى از آن را براى خود و خانواده شان هزينه نمى كردند .
٧٦٢.كشف الغمّة : روايت شده هنگامى كه معاويه به مكّه رسيد ، مالى فراوان و لباس هايى متعدّد و عباهايى كامل ، به حسين عليه السلام رساند ؛ امّا او همه را باز گرداند و هيچ كدام را نپذيرفت .
ر . ك : ج ٢ ص ١١٩ (بخش دوم / فصل چهارم / داستان هايى از كرم و سخاوتش) .