دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٢
سخن علّامه امينى در باره ولايت عهدىِ يزيد [١]
يكى از تبهكارى ها و جنايات معاويه ، بيعت گرفتن براى يزيد ، بر خلاف خواست اهل حل و عقد (يعنى صاحب نظران جامعه اسلامى) است كه با دهن كجى به مهاجران و انصار و على رغم مخالفت برجسته ترين اصحاب ، اين كار را در زير سايه ايجاد ترس ، و نيز دادن وعده به شهوت پرستان و مال پرستان ، انجام داد . معاويه ، از همان روز كه به سلطنت نشست و بساط استبدادى قهرآميز و ننگين را گسترد ، در اين انديشه بود كه پسرش را ولىِّ عهد خويش سازد و برايش بيعت بگيرد و حكومت اُمَوى را موروثى و پايدار گرداند . او هفت سال تمام ، زمينه اين كار را فراهم مى كرد . به نزديكانش اِنعام مى نمود و بيگانگان را خويشاوند و مقرّب خود مى ساخت . [٢] گاه نيّت خويش را پنهان مى كرد و زمانى ، بر ملا مى نمود و پيوسته ، راه آن را هموار مى ساخت و سختى هايش را آسان مى نمود . چون زياد ـ كه مخالف ولايت عهدى يزيد بود ـ ، به سال ٥٣ هجرى در گذشت ، معاويه پيمانى را به نام زياد ، جعل كرد و براى مردم خواند كه در آن آمده بود : حكومت پس از معاويه ، از آنِ يزيد باشد . او با اين كار ـ چنان كه مدائنى گفته ـ ، مى خواست راه بيعت گرفتن براى يزيد را هموار نمايد . [٣]
[١] اين مقاله ، برگرفته از الغدير (ج ١٠ ص ٢٢٧ ـ ٢٥٦) و ترجمه كلام علّامه عبد الحسين امينى ، از استاد جلال الدين فارسى است ، با اندكى اصلاح و تغيير .[٢] العقد الفريد : ج ٣ ص ٣٥٧ .[٣] العقد الفريد : ج ٣ ص ٣٥٧ ، تاريخ الطبرى : ج ٥ ص ٣٠٣ .