دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١
٢ / ٥
جلوگيرى امام عليه السلام از ازدواج يزيد با دختر عبد اللّه بن جعفر
٧٦٣.الكامل ، مبرّد: زُبيريان گفته اند كه معاويه به مروان بن حَكَم ـ كه فرماندار مدينه بود ـ نوشت : امّا بعد ، امير مؤمنان دوست دارد كه اُلفت باز گردد و كينه بر كنده شود و صله رحم برقرار شود . پس چون اين نامه ام به تو رسيد ، اُمّ كلثوم دختر عبد اللّه بن جعفر [بن ابى طالب] را براى يزيد ، پسر امير مؤمنان ، خواستگارى كن و با [افزايش ]مهريّه ، او را به موافقت ترغيب كن . مروان نيز پى عبد اللّه بن جعفر فرستاد و نامه معاويه را براى او خواند و او را از بازگشت اُلفتِ حاصل از اصلاح ميان دو خاندان (اُموى و هاشمى) و اتّحاد امّت ، آگاه كرد . عبد اللّه گفت : دايى دختر ، امام حسين عليه السلام ، در يَنبُع [١] است و او كسى نيست كه بدون فرمانش ، كارى انجام شود . به من مهلت ده تا او بيايد . مادر دختر ، زينب دختر على بن ابى طالب بود ، كه درودهاى خدا بر او باد . هنگامى كه حسين عليه السلام آمد ، عبد اللّه بن جعفر ، ماجرا را گفت . حسين عليه السلام از نزد او برخاست و نزد دختر رفت و فرمود : «دختركم! پسر عمويت قاسم بن محمّد بن جعفر بن ابى طالب ، به تو سزاوارتر است و اگر تو به مهريّه فراوان رغبت دارى ، من بُغَيبِغات [٢] را هديه ازدواج تو كردم» . هنگامى كه افراد براى عقد ازدواج حاضر شدند ، مروان، سخن گفت و قصد معاويه از صله رَحِم و اتّحاد امّت را بازگو كرد . حسين عليه السلام نيز سخن گفت و دختر را به عقد قاسم بن محمّد در آورد . مروان به او گفت : اى حسين! آيا پيمان مى شكنى؟ حسين عليه السلام فرمود : «تو ابتدا پيمان شكستى . [برادرم] حسن بن على ، از عايشه دختر عثمان بن عفّان ، خواستگارى كرد و ما براى عقد ، گرد آمديم ؛ ولى تو سخن گفتى و او را براى عبد اللّه بن زبير عقد نمودى» . مروان گفت : چنين چيزى نيست! حسين عليه السلام به محمّد بن حاطب رو نمود و فرمود : «تو را به خدا سوگند مى دهم ، آيا چنين بود ؟» . گفت : آرى [ ، چنين بود] . و هماره اين مزرعه (بغيبغات) از سوى امّ كلثوم ، در دست فرزندان عبد اللّه بن جعفر است و پى در پى به ارث مى رسد .
[١] يَنبُع ، ملكى بس آباد و پرآب ميان مكّه و مدينه است كه كشاورزى و باغدارى در آن ، فراوان است . موقوفات امام على عليه السلام ، در آن جاست و متولّى آن ، اولاد او هستند (ر. ك: نقشه شماره ٥ در پايان جلد ٨).[٢] مزرعه يا آب فراوانى در مدينه با درختان نخل فراوان كه از آنِ خاندان پيامبر خدا بوده است . نيز ، ر . ك: دانش نامه امير المؤمنين عليه السلام : ج ١٠ ص ٣٥٣ (بخش دهم / فصل سوم / صدقه هاى على عليه السلام ).