دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨١
٩٤٥.الملهوف : وليد، مروان بن حكم را نزد خود ، فرا خواند و در باره حسين عليه السلام از وى مشورت خواست. مروان گفت: او نمى پذيرد و اگر جاى تو بودم ، او را گردن مى زدم. وليد گفت: كاش به دنيا نيامده بودم ! آن گاه به دنبال حسين عليه السلام فرستاد.
١ / ٤
فرا خوانده شدن امام عليه السلام از سوى وليد براى بيعت كردن
٩٤٦.تاريخ الطبرى ـ به نقل از ابو مخنف ، در باره فرا خوانده شدن اما: وليد، عبد اللّه بن عمرو بن عثمان را ـ كه جوانى كم سن و سال بود ـ به سوى آن دو فرستاد تا آنان را دعوت كند. عبد اللّه ، آن دو را ديد كه در مسجد نشسته اند . نزد آنان آمد ـ در زمانى كه وليد ، جلوس عمومى نداشت و در آن وقت ، آن دو نيز نزد وليد نمى رفتند ـ و گفت: امير ، شما را دعوت كرده است . او را پاسخ گوييد. آن دو به عبد اللّه گفتند: باز گرد . هم اينك مى آييم . آن گاه عبد اللّه بن زبير به حسين عليه السلام رو كرد و گفت: گمان مى كنى چرا در اين وقت كه جلوس عمومى ندارد ، ما را فرا خوانده است؟ حسين عليه السلام فرمود: «گمان مى كنم طاغوتِ آنان (معاويه) از دنيا رفته و دنبال ما فرستاده تا از ما بيعت بگيرد ، قبل از آن كه خبر ، منتشر شود». عبد اللّه بن زبير گفت: من نيز چيزى غير از اين ، گمان نمى كنم.