دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٠
شيخ مفيد ، در المسائل العُكبريّة ، ضمن سؤال و جوابى ، هدف امام عليه السلام را مانند همه مجاهدان ، پيروزى و مغلوب ساختن دشمن مى داند : چرا حسين بن على عليه السلام به كوفه رفت ، در حالى كه مى دانست كوفيان ، او را تنها مى گذارند و كمكش نمى كنند ، و او در اين سفر ، كشته مى شود؟ امّا اين كه حسين عليه السلام مى دانست كه كوفيان ، او را تنها مى گذارند ، علم قطعى به آن نداريم ؛ زيرا نه دليل عقلى ، و نه نقلى براى آن هست . [١] همچنين سيّدِ مرتضى ، در كتاب تنزيه الأنبياء ، ضمن سؤال و جوابى مى نويسد : مسئله : اگر گفته شود : او چه دليلى براى بردن خانواده و خاندانش از مكّه به كوفه داشت ، در حالى كه دشمنانش كاملاً بر آن جا مسلّط بودند و امير برگزيده يزيد در كوفه ، دستش در امر و نهى ، باز بود و امام عليه السلام ، رفتار كوفيان را با پدر و برادرش ديده بود و مى دانست كه كوفيان ، مردمى نيرنگباز و خائن هستند ، او چگونه با نظر همه يارانش براى رفتن به كوفه و نيز نظر ابن عبّاس كه مى گفت از رفتن ، منصرف شود و نيز با نظر عبد اللّه بن عمر ، آن هنگام كه با امام عليه السلام خداحافظى كرد و گفت : «تو را ـ اى كُشته ـ به خدا مى سپارم» ، و نيز جز اينها از كسانى كه در اين باره سخن گفتند ، مخالفت كرد؟ علاوه بر اين ، چرا وقتى امام حسين عليه السلام از كشته شدن مسلم بن عقيل ـ كه او را به عنوان طلايه دار فرستاده بود ـ ، مطّلع شد و زمانى كه فريبكارى آن مردم را فهميد و مكر و حيله آنان را در يافت ، بر نگشت؟ همچنين چگونه به خود ، اجازه داد كه با تعدادى اندك ، به جنگ با جمعيتى فراوان كه امكانات بسيارى نيز داشتند ، برود؟ به علاوه ، زمانى كه ابن زياد به او پيشنهادِ امان داد واين كه با يزيد بيعت كند ، چرا امان او را براى حفظ جان خود و جان همراهان و پيروان و علاقه مندانش نپذيرفت؟ چرا با دست خود ، خود را به هلاكت انداخت ، در حالى كه برادرش
[١] المسائل العكبريّة : ص ٦٩ ـ ٧١، بحار الأنوار : ج ٤٢ ص ٢٥٧ ـ ٢٥٨ .[٢] صحيح إذاست چنانچه در مصادر ديگر است ولي در مصدر «قد» به جاي «إذ» است.[٣] تنزيه الأنبياء : ص ١٧٥ .[٤] شهيد جاويد: ص ١٧٢.[٥] شهيد جاويد : ص ٢١٥.[٦] البداية و النهاية : ج ٨ ص ١٤٩.[٧] تاريخ الإسلام و وفيات المشاهير و الأعلام : ج ٥ ص ٥ .[٨] الردّ على المتعصّب العنيد : ص ٧١.[٩] اَيمان: سوگندها.[١٠] تجارب السلف : ص ٦٧ ـ ٦٨.