دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٥
٩١٤.المعجم الكبير ـ به نقل از هانى بن هانى ، از امام على عليه السلا: حسين، به حتم ، كشته خواهد شد و من خاكى را كه حسين در آن در نزديكى دو رودْ كشته مى شود، مى شناسم .
٩١٥.الخرائج و الجرائح ـ به نقل از ابو سعيد عَقيصا ـ: با على عليه السلام به قصد صفّين، به راه افتاديم و از كربلا گذشتيم. فرمود: «اين جا ، جايگاه حسين و ياران اوست» .
٩١٦.كتاب سُلَيم بن قيس ـ به نقل از ابن عبّاس ـ: بر امام على عليه السلام در ذو قار ، وارد شدم . صحيفه اى برايم بيرون آورد و فرمود: «اى ابن عبّاس! اين ، صحيفه اى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله بر من املا كرد و آن را به خطّ خود نوشتم» . گفتم: اى امير مؤمنان! آن را بر من بخوان . آن را خواند و در آن ، همه چيز بود، از هنگام قبض روح پيامبر خدا صلى الله عليه و آله تا شهادت حسين عليه السلام و اين كه چگونه كشته مى شود، چه كسى او را مى كشد، چه كسى او را يارى مى دهد و چه كسانى همراه او شهيد مى شوند . او سپس به شدّت گريست و مرا به گريه انداخت . و از جمله آنچه بر من خواند ، چگونگى رفتار با خودِ او و چگونگى شهادت فاطمه عليهاالسلام و نيز چگونگى شهادت فرزندش حسن عليه السلام بود و اين كه امّت ، چگونه به وى خيانت مى كنند . و هنگامى كه خواند كه حسين عليه السلام چگونه كشته مى شود و چه كسى او را مى كشد، گريه اش را افزود و سپس صحيفه را در هم پيچيد و بقيّه اخبار آنچه تا قيامت اتّفاق مى افتد، باقى ماند .
٩١٧.الديوان المنسوب إلى الإمام على عليه السلام : {٠ گويى خودم و نسلم در كربلا و آوردگاه آن ، ٠} {٠ محاسنمان با خونمان رنگين مى شود ، چونان رنگين كردن عروس ، لباس هايشان را . ٠} {٠ من آن را مى بينم ، البتّه نه با چشم و كليد درهاى آن به من واگذار شده است ؛ ٠} {٠ مصيبت هايى كه تو را از بازگشتن جلوگيرى مى كند . پس براى آنها پيش از فرود آمدن پى در پى شان ، آماده باش . ٠} {٠ خدا ، قائم ما صاحب رستاخيز را سيراب كند! كه مردم در خوى و خصلتشان اند . ٠} {٠ او انتقام گيرنده خون من است ؛ بلكه ـ اى حسين ـ انتقام گيرنده خون توست . پس براى رنج ها شكيبا باش . ٠} {٠ براى هر خونى ، هزار هزار [انتقام مى گيرد] و در كشتار [آن] احزاب ، هيچ كوتاهى نمى كند . ٠} {٠ اين جاست كه براى ستمگران ، سودى ندارد هيچ عذر و طلب رضايتى . ٠} {٠ اى حسين! نگران فراق [از دنيا] مباش كه دنيا ، براى ويرانى [و فنا ، ساخته شده] است . ٠}