دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٣
٨٥٢.المستدرك على الصحيحين ـ به نقل از شدّاد بن عبد اللّه ، در باره اُمّ فضل: او بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در آمد و گفت: اى پيامبر خدا! من شب، خواب بدى ديدم . فرمود : «چه خوابى ؟» . گفت: خيلى سخت بود . فرمود: «خوابت چيست؟» . گفت: در عالم رؤيا ديدم كه گويى قطعه اى از پيكرت قطع شد و در دامان من افتاد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «رؤياى خوبى ديده اى . اِن شاء اللّه ، فاطمه پسرى مى زايد كه در دامان تو بزرگ مى شود» . فاطمه عليهاالسلام حسين عليه السلام را به دنيا آورد و او در دامان من بود ، همان گونه كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرموده بود . روزى او را بر پيامبر خدا در آوردم و در دامانش نهادم . سپس توجّه كه كردم ، ديدم چشمان پيامبر خدا اشكبار است . گفتم : اى پيامبر خدا ! پدر و مادرم فدايت ! چه شده است؟ فرمود : «جبرئيل عليه السلام نزد من آمد و به من خبر داد كه امّتم اين پسرم را مى كشند . من [با تعجّب] گفتم : اين را؟! و او گفت : آرى . و خاكى سُرخگون از خاك هاى آن جا برايم آورد» .