دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٨
از واقعه كربلا ، در مدينه] شهيد شد ـ ، در نطقش گفت: همشهريانم! از خداى يگانه بى شريك ، بترسيد و پرهيزگارى كنيد . به خدا سوگند ، از قيام بر ضدّ يزيد ، آن قدر خوددارى كرديم كه ترسيديم از آسمان ، سنگ بر سرمان فرو ريزد . او كسى است كه مادر و دختر و چند خواهر را با هم به ازدواج خويش در مى آورد و شراب مى خورد و نماز را ترك مى كند . به خدا ، اگر از مردم هم كسى با من نبود ، باز در راه خدا و بر ضدّ او ، به نيكوترين وجهى مبارزه مى كردم . [١] وقتى به مدينه رسيد ، مردم از او پرسيدند : او را چگونه ديدى؟ گفت: من از نزد كسى مى آيم كه ـ به خدا سوگند ـ اگر همراهى جز همين فرزندانم نيابم ، با آنان بر ضدّ او جهاد خواهم كرد . [٢] منذر بن زبير ، چون به مدينه وارد شد ، گفت: يزيد به من جايزه اى به مبلغ يكصد هزار [سكّه ]داده است و اين سبب نمى شود كه ماهيّت او را به اطّلاع شما نرسانم . به خدا ، او شراب مى خورَد . به خدا ، آن قدر مست مى كند كه نمازش را ترك مى نمايد . [٣] عُتبة بن مسعود ، به ابن عبّاس گفت: با يزيد كه شراب مى خورَد و با كنيزان مطرب ، هوسبازى مى كند و با خون سردى و گستاخى ، دست به كارهاى زشت مى زند ، بيعت مى كنى؟! گفت: خاموش باش! مگر فراموش كردى كه چه گفتم؟ بسيار شرابخوار و بدتر از شرابخوار خواهد آمد كه شما ، با شتاب ، با او بيعت خواهيد كرد . هان! به خدا ، من شما را از آن، منع مى كنم و پرهيز مى دهم ، در عين حالى كه مى دانم شما مرتكب خواهيد شد ، تا آن كه آن قُرَشى به دار آويخته را در مكّه به دار آويزند . و مقصودش عبد اللّه بن زبير بود . [٤]
[١] تاريخ دمشق : ج ٢٧ ص ٤٢٩ .[٢] تاريخ دمشق : ج ٢٧ ص ٤٢٧ ، الكامل فى التاريخ : ج ٢ ص ٥٨٨ ، الإصابة : ج ٤ ص ٥٨ .[٣] الكامل فى التاريخ : ج ٢ ص ٥٨٨ ، البداية و النهاية : ج ٨ ص ٢١٦ .[٤] الإمامة و السياسة : ج ١ ص ٢٢٤ .