دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن، حديث و تاریخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٧
فضيلت را داشت كه] يك زن قُرَشى بود ، برترين زن قريش بود ، تا چه رسد به اين كه دختر پيامبر خداست . به علاوه ، فاطمه در ديندارى و سابقه ايمان ، برترين است . بنا بر اين ، مادرت برتر از مادر اوست . امّا در باره پدرت ؛ پدرت پدرش را براى داورى و فيصله ، به درگاه خدا برد و خدا به نفع پدرش و عليه پدرت حكم صادر كرد . [١] امام حسين عليه السلام فرمود : حَسبُكَ جَهلُكَ ؛ آثَرتَ العاجِلَ عَلَى الآجِلِ . همين نادانىِ تو ، برايت كافى است كه زندگىِ زودگذر دنيا را بر سراى جاويدان ، ترجيح مى دهى! معاويه به حرفش چنين ادامه داد: اين كه گفتى تو شخصاً از يزيدْ بهترى ، به خدا سوگند كه يزيد براى امّت محمّد ، بهتر از توست ! امام حسين عليه السلام فرمود : هذا هُوَ الإِفكُ وَالزّورُ ، يَزيدُ شارِبُ الخَمرِ ومُشتَرِي اللَّهوِ خَيرٌ مِنّى ؟ ! اين حرفت ، همان بُهتان و نارواگويى است . يزيدِ شرابخوار هرزه جو ، از من بهتر است؟! معاويه گفت: آهسته! دست از دشنام دادن به پسرعمويت بردار ؛ چون اگر پيشِ او از تو بد بگويند ، به تو بد نخواهد گفت . معاويه سپس رو به مردم كرد و گفت: مردم! مى دانيد كه پيامبر خدا ، بدون تعيين جانشين ، در گذشت و مسلمانان مصلحت ديدند كه ابو بكر را به خلافت برگزينند و بيعتى كه با وى شد ، بيعت هدايت [و مطابق موازين دين ]بود . او به قرآن و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله ، عمل كرد و وقتى اجلش فرا رسيد ، عمر را به جانشينى تعيين كرد و او نيز
[١] أطنب فى الكلام : در سخن گفتن ، مبالغه كرد ؛ كوشيد كلامى كامل گويد (الصحاح : ج ١ ص ١٧٢ «طنب») .[٢] در الإمامة و السياسة ، «النعت» به جاى «البيعة» آمده است .[٣] در الإمامة و السياسة ، «مَحَلتَ» به جاى «بخلت» آمده است .[٤] در الإمامة و السياسة ، «اسم» به جاى «أتمّ» آمده است .[٥] المهارشة بالكلاب : سگ ها را به جان يكديگر انداختن (الصحاح : ج ٣ ص ١٠٢٧ «حرش») .[٦] القينة : كنيز ؛ چه آوازه خوان باشد و چه نباشد (الصحاح : ج ٦ ص ٢١٨٦ «قنن») .[٧] در الإمامة و السياسة ، «باصرا» به جاى «ناصرا» آمده است .[٨] در الإمامة و السياسة : «تَقدَحُ» به جاى «تقدّر» آمده است .[٩] ولات حين مناص : ديگر فرصتى براى درنگ يا راهى براى گريز نيست (الصحاح : ج ٣ ص ١٠٦٠ «نوص») .[١٠] اين كلمه ، برگرفته از الإمامة و السياسة است .[١١] در الإمامة و السياسة ، «أما» به جاى «ما» آمده است .[١٢] حشر : آيه ٢ .[١٣] حشر : آيه ٢.[١٤] اشاره به آيه ٣٣ از سوره احزاب (آيه تطهير) است .[١٥] «تحلُّم» كه در متن عربى آمده ، به اين معناست كه كسى وانمود كند كه بردبار است و به سختى جلوى خود را بگيرد تا مبادا رفتارى بر خلاف بردبارى ، از او سر بزند .[١٦] منظورش ماجراى حَكَميّت است كه به سود معاويه انجاميد .[١٧] الإمامة و السياسة : ج ١ ص ٢٠٤ ـ ٢١٢ ، تاريخ الطبرى : ج ٥ ص ٣٠٣ . نيز ، ر . ك : المعجم الكبير : ج ١٩ ص ٣٥٦ ح ٨٣٣ .