قرآن در قرآن - فرقانی حیدری - الصفحة ٩٦
فجور و تقوايش به او الهام شده، خود دليل است بر رستگارى كسى كه نفس را تزكيه كند و خسران كسى كه آن را آلوده سازد. «١» بشارت و انذار قرآن براى هدايت انسان بهسوى ترقّى و كمال و بازداشتن او از سقوط و انحطاط، از دو روش «بشارت و انذار» استفاده كرده است؛ گاهى انسان را به پيمودن راه درست تشويق كرده و نتايج نيكوى آن را متذكر گرديده و گاهى از پيمودن راه خطا و انحراف ترسانده و عواقب بد آن را يادآور شده است، در آياتى از نعمتهاى بهشتى سخن رانده و از فلاح و رستگارى مؤمنان و صابران و مجاهدان سخن گفته و در آياتى، عذاب دوزخيان و هلاكت ظالمان گذشته را بيان كرده است.
براى تربيت صحيح يك ملت و يا افراد آن، هيچكدام از اين دو ابزار بهتنهايى، كارآمد و كافى نيست؛ چرا كه بشارت و تشويقِ تنها (بدون انذار)، اميدوارى را زياد مىكند و قادر به جلوگيرى از خطاها و گناهان نمىباشد؛ ترساندنِ تنها (بدون بشارت) نيز جز نااميدى و يأس اثر ديگرى ندارد.
از ديدگاه قرآن، وظيفه تمام پيامبران عليهم السلام ترساندن مشركان و مخالفان حق و اميدوار ساختن و بشارت دادن به مؤمنان است «٢» و اگر بيشتر از انذار سخن به ميان آمده، بهدليل تأثير بيشتر انذار در اكثريت افراد جامعه است.
الگودهى از ويژگىهاى روحى و روانى بيشتر انسانها، علاقه به داشتن الگو و نمونه است.
نقش تربيتى الگوها در زندگى انسان انكارناپذير است و به طيف و گروه خاصى نيز اختصاص ندارد. هر كس در زندگى، عقايد و اخلاق خود تحت تأثير كسانى قرار مىگيرد كه آنان را بهعنوان نمونه و سرمشق انتخاب كرده است.