قرآن در قرآن - فرقانی حیدری - الصفحة ٩٥
در رنج و سختى، وجود نگهبانان و حافظانى بر انسان، زيانكار بودن انسانها جز مؤمنان نيكوكار، فطرت حقشناس انسان و تأكيد بر رستگارى كسانى كه خودسازى را پيشه كردهاند، مورد تأكيد قرار گرفته است.
تناسب قسم با مورد آن: گفتيم كه قسم براى تأكيد مطلبى است كه مورد قسم واقع شده است. اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه آيا بين اين قسمها و موارد آن رابطهاى وجود دارد و يا هر قسمى در قرآن بدون داشتن رابطهاى مناسب، براى مطلبى آورده شده است؟ محققان علوم قرآنى وجود رابطه را حتمى دانسته و در توجيه آن، سخنها گفتهاند. از بين همه آنها، به سخن علّامه طباطبايى قدس سره نويسنده تفسير گرانقدر الميزان اكتفا مىكنيم كه با كلامى رسا، اين رابطه را تبيين نموده است:
خواننده عزيز، اگر در آياتى كه خداى تعالى در آنها سوگند ياد كرده دقت بفرمايد، خواهد ديد كه خود سوگندها حجّت و برهانى است كه بر حقّانيت جواب قسم دلالت مىكند؛ نظير سوگندى كه در مورد رزق خورده و فرموده: «فَوَرَبِّ السَّماءِ وَالْارْضِ انَّهُ لَحَقٌّ ...» «١» كه در عين اينكه سوگند خورده بر حقيقت رزق، دليل آن را هم بيان كرده و آن اين است كه خداى تعالى ربّ و مدبّر آسمان و زمين است و مبدأ رزق مرزوقين هم همان تدبير الهى است؛ و سوگندى كه در مورد مستى كفار ياد كرده، مىفرمايد: «لَعَمْرُكَ انَّهُمْ لَفى سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ» «٢»، در عين سوگند بر گمراهى و كورى آنان، دليل آن را هم بيان كرده و آن جان پيامبر است كه جانى طاهر و به عصمت خدايى، مصون از هر نقص است و معلوم است كه مخالف چنين پيامبرى معصوم در مستى و سرگردانى بهسر مىبرد و سوگندى كه در رستگارى نفوس الهى و خسران نفوس آلوده ياد كرده، مىفرمايد: «وَالشَّمْسِ وَ ضُحيها ... وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّيها فَالْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْويها قَدْ افْلَحَ مَنْ زَكّيها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّيها» «٣» كه در عين اينكه سوگند ياد كرده، دليلش را هم آورده، مىفرمايد: نظامى را كه در خورشيد و ماه و شب و روز جريان دارد و منتهى شده به پيدايش نفسى كه