قرآن در قرآن - فرقانی حیدری - الصفحة ٨٣
فصل ششم روشهاى تعليمى و تربيتى قرآن هدف از خلقت بشر، رسيدن به مقام عبوديت و بندگى است و براى رسيدن به اين مقام، بايد تعليم ببيند و تزكيه شود. قرآن كتاب الهى براى تعليم و تربيت بشر است تا آنان را از تاريكىهاى جهل و ظُلم بهسوى نور، هدايت و سعادت رهنمون شود. دراين كتاب، روشهاى گوناگون تعليم و تربيت بهكار گرفته شده تا هم حقايق و پيامهاى حياتبخش آن به گوش دل جهانيان برسد و هم در عمق جانشان نفوذ كند و آنان را بپروراند و تربيت كند. در اين فصل، به بررسى اين روشها مىپردازيم:
قصهگويى داستانسرايى از زمانهاى قديم در بين بشر رايج بوده و انسانها با علاقه تمام، قصهها را شنيده و سينه به سينه و نسل به نسل، به انسانهاى پس از خود انتقال دادهاند.
اثر سحرآميز قصه بر شنونده و حتى بر گوينده آن بر كسى پوشيده نيست. اين جاذبه سبب شده كه افراد فراوانى را بهسوى خود جذب كند تا جايىكه بازار قصهسازان خيالى نيز رونق گرفته و در اين زمينه، آثار و كتابهاى فراوانى از گذشتگان بر جاى مانده است.
استقبال انسانها از شنيدن قصه، اختصاص به گروه خاصى ندارد و همه افراد جامعه از مرد و زن و خُرد و كلان را در برگرفته و همگان را به خود مشغول ساخته است. جاذبه داستانها تنها در پر كردن وقت و سرگرمى نيست، بلكه فوايد ديگرى نيز دارد كه به اهمّ آنها اشاره مىشود:
١- آنچه بهوسيله تجربه ثابت شده و روانشناسى نيز آن را تأييد مىكند، اين است كه پند و اندرز غير مستقيم اثر بيشترى نسبت به پند و اندرز مستقيم دارد؛ اگر عيوب كسى بهطور غير مستقيم به او تفهيم شود و يا بهطور غير مستقيم راه و رسم زندگى به او ياد