قرآن در قرآن - فرقانی حیدری - الصفحة ٥٤
و كافران گفتند: چرا قرآن يكجا بر او نازل نمىشود؟ اين به آن دليل است كه قلب تو را بهوسيله آن محكم داريم و (از اين رو) آن را به تدريج بر تو خوانديم. آنان هيچ مَثَلى براى تو نمىآورند، مگر اينكه ما حق را براى تو مىآوريم و تفسيرى بهتر (و پاسخى دندانشكن كه در برابر آن ناتوان شوند.)
با استفاده از آيه مزبور و ديگر منابع در اين زمينه، مىتوان فوايد نزول تدريجى قرآن را اينگونه دستهبندى نمود:
١- بدون شك، هم از نظر تلقّى وحى و هم از نظر ابلاغ به مردم، اگر مطالب بهطور تدريجى و طبق نيازها اعلام شود و براى هر مطلبى شاهد و مصداق عينى وجود داشته باشد، بسيار مؤثرتر خواهد بود.
اصول تربيتى ايجاب مىكند كه شخص يا اشخاص تربيت شونده قدم به قدم اين راه را بپيمايند و براى هر روز آنها برنامهاى تنظيم شود تا از مرحله پايين شروع كنند و به مراحل عالى برسند. برنامههايى كه اينگونه پياده مىشود، هم براى گوينده و هم براى شنونده خوشايندتر و مطلوبتر است.
٢- نزول تدريجى قرآن سبب ارتباط دايم و مستمر پيامبر صلى الله عليه و آله با مبدأ وحى بود. اين ارتباط دايمى قلب ايشان را قوىتر و اراده آن حضرت را نيرومندتر مىساخت و تأثيرش در برنامههاى تربيتى او انكارناپذير بود.
٣- از سوى ديگر، ادامه وحى بيانگر ادامه رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله است و جايى براى وسوسه دشمنان نخواهد گذاشت كه بگويند: او يك روز ازسوى خدا مبعوث شد، سپس خدايش او را ترك گفت، همانگونه كه در تاريخ اسلام مىخوانيمكه هنگام تأخير وحى در آغاز نبوت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله، اين زمزمه پيدا شد و سوره «والضحى» براى نفى آن نازل گرديد.
٤- بدون شك، اگر بنا بود برنامههاى اسلام، همه يكجا نازل شود، لازم بود يكجا نيز اجرا گردد؛ زيرا نازل شدن بدون اجرا ارزش آن را از بين مىبرد و مىدانيم اجراى همه برنامهها اعم از عبادات، زكات، جهاد و رعايت تمام واجبات و پرهيز از تمام محرّمات بهصورت يكجا، كار بسيار سنگينى بود كه موجب فرار گروه عظيمى از اسلام مىشد.
پس چه بهتر كه بهتدريج نازل شود و قدم به قدم مورد عمل قرار گيرد و به تعبير ديگر، هر