قرآن در قرآن

قرآن در قرآن - فرقانی حیدری - الصفحة ٦٥

در آن زمان كه ابتداى دعوت بود و يهود هنوز با مسلمانان به لجاجت نيفتاده بودند، اگر مشركان به يهود مراجعه مى‌كردند و با ارائه اوصاف قرآن، نظر آنان را جويا مى‌شدند، بدون شك، يهود تصديق مى‌كردند كه اين كتابى است كه مژده نزول آن بر پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله به آنان داده شده و اصلًا همين بشارت‌ها آنان را به جزيرةالعرب كشانده بود. در ابتداى دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله هم چند نفر از عالمان بنى‌اسرائيل به اين حقيقت اعتراف كردند و اين اعتراف‌ها و ايمان آوردن‌ها دليل محكمى بر آسمانى بودن قرآن است؛ چون اگر قرآن وحى نبود، هيچ‌گاه صاحبان كتب قبلى از آن خبرنداشتند و معتقدان به خدا و كتب آسمانى آن را تصديق نمى‌كردند. ايمان آوردن آنان براى مشركان نيز دليل بر حقّانيت آن حضرت بود؛ زيرا آنان گرچه تورات و انجيل را باور نداشتند ولى تصديق علماى اديان گذشته و اعتراف آن‌ها حكايت از پيشگويى كتب قبلى نسبت به قرآن داشت و با روشن شدن اين مطلب، هم حقّانيت كتب قبلى ثابت مى‌شود و هم حقّانيت قرآن؛ چون غير از خدا كسى از آينده خبر ندارد تا از آن خبر صادق دهد. «١» البته اهل كتاب پس از نزول قرآن، از سر لجاجت و تعصّب، در كتاب‌هاى خود دست بردند و آيات مبشّر به قرآن را كتمان كردند. ولى هنوز هم هراز گاهى، برخى از عالمان اهل كتاب از مطاوى آن كتاب به بشارت‌هايى در مورد قرآن دست مى‌يابد و ايمان مى‌آورد و دليل و بيّنه‌اى براى جهانيان مى‌گردد.
٦- تصديق قرآن نسبت به كتاب‌هاى پيشين‌ آياتى كه سخن از تصديق كتب آسمانى پيشين توسط قرآن دارند و قرآن را مصدِّق آن‌ها مى‌شمارد «٢» به‌گونه‌اى ديگر، حقّانيت قرآن را مورد تأكيد قرار مى‌دهد؛ زيرا قرآن با تصديق آن‌ها، در حقيقت مى‌فهماند كه در اصل، همان دعوت انبياى گذشته عليهم السلام را تكرار مى‌كند و به راه حقى كه آن‌ها مردم را مى‌خوانده‌اند، مى‌خواند، هر چند در وسعت و عمق مطالبش، از آن‌ها فراتر رفته و به حقايقى متعالى‌تر دعوت كرده است. يكى بودن‌