قرآن در قرآن - فرقانی حیدری - الصفحة ٤٤
پىريزى شده باشد، تغيير مواد خارج از وجود او ضررى به مصلحت موجود در آن احكام نمىزند تا مستلزم تغيير آنها باشد. قرآن كريم اصول و موازين فكر و عمل را عرضه مىكند و اين اصول جاودانه است؛ چون آنچه متناسب با آفرينش و فطرت بشر و تأمين كننده مصالح اوست، حق است و حق هرگز از بين نمىرود.
نتيجه روىگردانى از حق نيز حتماً گمراهى است:
«فَماذا بَعْدَ الْحَقِّ الَّا الضَّلالُ» «١» پس از حق، چه چيزى جز ضلالت و گمراهى است؟
جامعيّت بيشتر كتابهايى كه توسط انديشمندان بشرى نوشته شده به بعدى از ابعاد زندگى انسان، هستى، جامعه و تاريخ پرداخته، اما قرآن نه اختصاصاً كتاب فلسفى است، نه تاريخى، نه داستانى، نه فقهى و حقوقى، نه اقتصادى يا اجتماعى، نه سياسى، نه تربيتى، نه عرفانى، نه اخلاقى و نه مانند آن، بلكه كتاب هدايت انسانها است و به همه ابعاد وجود بشر توجه داشته و هر آنچه را براى هدايت انسانها لازم است، دربردارد؛ يعنى:
هم حاوى نكات فلسفى است و هم تاريخى، فقهى، اقتصادى، سياسى و تربيتى و از اين جهت، كتابى جامع است و براى هدايت انسانها نكتهاى را فروگذار نكرده است. از اين رو، قرآن درباره اين ويژگى خود فرموده است:
«وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَىْءٍ» «٢» و فرو فرستاديم بر تو اين كتاب را درحالى كه بيان كننده و روشنگر هر چيزى است.
علّامه طباطبائى قدس سره در تبيين جامعيّت قرآن مىنويسد:
از آنجا كه قرآن كتاب هدايت براى عموم مردم است، ظاهراً منظور از «كلّ شىٍ»