قرآن در قرآن - فرقانی حیدری - الصفحة ٨٤
داده شود، بدون شك، اثرپذيرى آن بيشتر است. هنر داستان نيز در همين زمينه است؛ زيرا داستان با تحسين يا تقبيح قهرمانان بهطور غير مستقيم، خواننده را به خوبىها دعوت مىكند و از زشتىها باز مىدارد.
٢- يكى از عوامل مهم به ياد ماندن مطلب در ذهن انسان، مشتمل بودن آن بر داستان يا مثال است. انسان گاهى مطلبى را كه حاوى داستان يا مثالى بوده و در زمان كودكى شنيده تا آخر عمر در ذهن خويش نگه مىدارد، درحالىكه مطالب خطابى، علمى و فلسفى فراوانى را پس از مدت كوتاهى به فراموشى مىسپرد.
٣- انسانها بهطور آگاهانه و يا ناخودآگاه به قهرمانان گرايش دارند، آنها سعى مىكنند در زندگى و راه و روش خود، در برخوردها و واكنشها و حتى در حركات ظاهرى، كسانى را الگوى خويش قرار دهند و اعمال و رفتار خود را مطابق اعمال و رفتار آنان انجام دهند. در مواردى نيز كه در شناخت الگوى مناسب ناتوان باشند، موجوداتى پست و بىارزش را الگوى خود مىشمارند و كمالات كاذبى را در اوهام خويش مىسازند و به آنان نسبت مىدهند.
اين عمل (قهرمانسازى) در قصهها بيشتر ميسّر است. به همين دليل، در بيشتر داستانها، وجود قهرمان، چه از نوع خوب و چه از نوع بد، نقش اصلى را ايفا مىكند.
٤- داستان براى همه افراد جامعه مفيد است، برخلاف برهان عقلى و مطالب علمى كه افراد خاصى را مخاطب قرار داده و مورد استفاده آنان قرار مىگيرد.
قرآن مجيد به همه مزاياى داستانى توجه داشته و نقش تربيتى آن را در زندگى بشر ناديده نگرفته است. اين كتاب آسمانى خود به بيان قصههاى گذشتگان پرداخته و در برخى موارد، معارف الهى و جهانبينى خود را در ضمن داستانها بيان كرده است. اما آنچه داستانهاى قرآنى را از ديگر داستانها متمايز ساخته، وجود ويژگىهاى خاصى است كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
ويژگىهاى داستانهاى قرآنى ١- هدفدار بودن: هدف قرآن كريم در بيان داستانها، تنها نقل تاريخ و به تصوير كشيدن زندگى قهرمانان نيست، بلكه مىخواهد با نقل فرازهاى عبرتآموزى از زندگى قرآن در قرآن ٩٤ قسمهاى قرآن ص : ٩٣