قرآن در قرآن - فرقانی حیدری - الصفحة ٨٩
مثال، حقايقى را كه از دسترس افكار عموم دور است، به ذهن نزديك ساخته و در آستانه حس قرار مىدهد و در حقيقت، راه فهميدن مطالب را آسان مىكند. گاهى يك مَثَل در عين كوتاهى، ما را از آوردن استدلالهاى طولانى بىنياز مىكند. علاوه بر آنكه مَثَل- برخلاف برهان كه بيشتر براى دانشمندان مفيد است- براى عموم مردم نيز فايدهبخش است و هر كس در حد فهم خود، از آن استفاده مىكند. مَثَل به دليل اينكه معقول را به محسوس تشبيه مىكند و انس انسان با محسوسات بيشتر است، درجه اطمينان انسان را به مسائل بالا مىبرد و حتى لجوجانى را كه با استدلالهاى عقلى قانع نمىشوند، مجاب مىنمايد و مجال بهانهگيرى را از آنان سلب مىكند. «١» قرآن شريف با توجه به فوايد مَثَل، در موارد متعددى، براى اثبات سخن و يا فهماندن مطالب بلند، از تمثيل استفاده كرده و آن را مايه تذكّر و تفكّر انسانها مىداند و مىفرمايد:
«وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فى هذَا الْقُرآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ يَتَذكَّرُونَ» «٢» ما براى مردم در اين قرآن از هر نوع مَثَلى زديم، شايد متذكّر شوند.
نمونههايى از مَثَلهاى قرآنى ١- آب و كف: از ديدگاه قرآن، حق در جهانماندنى و اصيل است و باطل از بينرفتنى و ناپايدار. قرآن براى فهماندن اين حقيقت به انسانها، دو مَثَل زده است: در يكى، حق را به آب تشبيه كرده و باطل را به كف روى آب و در ديگرى، حق را به فلز گرانبهايى كه در كوره ذوب شده و باطل را به كفى كه بر روى فلز مذاب ظاهر مىشود. سپس نتيجه و پيام اين دو تشبيه را چنين بيان كرده است:
«فَامَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ امَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِى الْارْضِ كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْامْثالَ» «٣»