قرآن در قرآن - فرقانی حیدری - الصفحة ٢٨
آمده است و در اصطلاح، بهمعناى برداشتن حكمى از احكام ثابت دينى بر اثر سپرى شدن مدت آن مىباشد. «١» از ديدگاه دانشمندان اسلامى، مسأله نسخ احكام و آيات قرآنى مسلّم و پذيرفته شده است و آيات قرآن مجيد نيز به آن اشاره دارد:
«مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ» «٢» هر حكمى را نسخ كنيم و يا آن را به (دست) فراموشى بسپاريم بهتر از آن يا مانندش را مىآوريم. مگر نمىدانى كه خدا بر هر كارى تواناست؟
«وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ»» و هنگامى كه آيهاى را به آيه ديگر مبدّل كنيم (: حكمى را نسخ نماييم)- و خدا بهتر مىداند چه حكمى را نازل كند- آنها مىگويند: تو افترا مىبندى. اما بيشترشان (حقيقت را) نمىدانند.
در اين آيات، بهويژه آيه اول، امكان نسخ در زمينه امور تكوينى و تشريعى مطرح است؛ زيرا اصطلاح «آيه» اعماز آيات تشريعى و تكوينى است. در قرآن مجيد، در موارد فراوانى لفظ «آيه» بر نشانههاى قدرت خداوند اطلاق شده است. «٤» بنابراين، در آيه اول سخن از آن است كه اگر خداوند بخواهد آيات قرآن و يا آيات تكوينى را نسخ و به جاى آنها، آيات ديگرى را جايگزين مىكند. اما در آيه دوم، بهدليل اينكه سخن از نزول آيات از طرف خدا و افترا زدن كافران بر پيامبر صلى الله عليه و آله است، قطعاً منظور نسخ آيات قرآنى است؛ بدين معنا كه گاهى خداوند حكمى را كه در آيهاى آمده است، به دليل سپرى شدن مصلحت آن، نسخ و حكم ديگرى را جايگزين آن مىكند. بنابراين، امكان نسخ قطعى است.