قرآن در قرآن - فرقانی حیدری - الصفحة ٩٧
قرآن مجيد به اين نكته روانى توجه داشته و به معرفى الگوهاى شايسته پرداخته است تا بشريت در طول تاريخ و در همه صحنههاى زندگى، از آنان سرمشق گرفته و اعمال و افكار خود را بر راه و روش آنان منطبق كند. از اين رو، گاهى الگوها را معرفى كرده و از مؤمنان خواسته است تا از زندگى آنان سرمشق گيرند:
«لَقَدْ كانَ لَكُمْ فى رَسُولِ اللَّهِ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْاخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثيراً» «١» بدون شك، براى شما در (زندگى) رسول خدا سرمشق نيكويى است؛ براى آنكه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارد و خدا را بسيار ياد مىكند.
«قَدْ كانَتْ لَكُمْ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ فى ابْراهيمَ وَالَّذينَ مَعَهُ ...» «٢» براى شما سرمشق خوبى در (زندگى) ابراهيم و كسانى كه با او بودند، وجود دارد.
و گاهى نيز با بيان داستان پاكدامنى حضرت يوسف عليه السلام در صحنههاى گناه، شرح درگيرىهاى حضرت موسى عليه السلام با زورمندان، شرح برائتجويى حضرت ابراهيم عليه السلام از مشركان و مانند آن، آنان را بهعنوان الگوهاى عفت، مبارزه و برائت مطرح كرده است.
قرآن، علاوه بر بيان اسوههاى نيكو، نمونههايى از انسانهاى منحرف و گمراه را نيز مطرح كرده و با محكوم كردن عقايد، اعمال و رفتار آنها، مؤمنان را از همسانى با آنان برحذر داشته است. قارون نمونه اين گروه است كه در سوره قصص شرح حال و پندارهاى جاهلانه و مستكبرانه وى مطرح شده است.
موعظه و نصيحت از ديگر روشهاى مؤثر در تربيت انسانهاى مستعد و آماده، موعظه و نصيحت كردن است. انسان گاهى ميل و رغبت فراوان به شنيدن نصايح و مواعظ ديگران را در خود