قرآن در قرآن - فرقانی حیدری - الصفحة ٦١
هرگز چنين نيست كه آنها مىپندارند. اين (قرآن) تذكّر و يادآورى است و هر كس بخواهد از آن پند مىگيرد؛ در الواح پر ارزشى ثبت است؛ الواحى والاقدر و پاكيزه، بهدست سفيرانى والا مقام و فرمانبردار و نيكوكار.
از اين آيات استفاده مىشود كه ملك وحى، حضرت جبرئيل بوده و هنگام آوردن وحى، فرشتگان بسيارى در خدمت آن ملك مقرّب بوده و هم خود جبرئيل و هم ملائكه پيرو و همراه او بر وحيانيت قرآن شهادت مىدهند. «١» ٣- تصديق اولوا العلم دليل ديگر بر حقّانيت قرآن مجيد و نزول آن از جانب خداوند، كه در خود قرآن هم به آن اشاره شده، تصديق صاحبان دانش است كه در اصطلاح قرآن، «الرَّاسِخُونَ فِى الْعِلْمِ» ناميده شدهاند. آنان به دليل اينكه نفس خود را مهذّب نموده و آينه فطرت خود را صيقل دادهاند، قدرت تشخيص كلامحق را ازباطل يافتهاند. آنها در برخورد با سخنان گوناگون، درمىيابند كه كدام حق و كدام باطل است. اين گروه در برخورد با قرآن، به حقانيت آن پى برده و متواضعانه به تصديق آن پرداختهاند. قرآن مجيد در آيه مربوط به محكم و متشابه بودن آيات، به اين تصديق آنان اشاره دارد كه از سر خضوع و خشوع ابراز مىدارند:
«امَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا» «٢» ايمان آورديم (و مىدانيم) كه همه قرآن از جانب پروردگار ماست.
خداوند متعال در آيهاى ديگر، شهادت سرسلسله راسخان در علم- يعنى: امير مؤمنان على عليه السلام- را در مورد نبوّت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در كنار شهادت خود ذكر كرده، مىفرمايد:
«وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهيداً بَيْنى وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» «٣»