قرآن در قرآن - فرقانی حیدری - الصفحة ٣٨
«وحى» براى خبر دادن از حقايق دور دست و ناشناخته طبيعت و يا قوانين حاكم بر هستى وجود ندارد.
قرآن كريم در آن زمان و در محيطى آكنده از جهالت و خرافات، با بيانى حاكى از اشراف و تسلط بر پديدههاى جهان و طبيعت، سخن گفته است كه با گذشت زمان، درستى آنها پديدارتر گشته، در حالى كه مردم عصر جاهليت هرگز توان شناخت اين حقايق علمى را نداشتند. برخى از اين مسائل، كه علم بعدها به آن دست يافت، عبارت است از:
١- زوجيت عمومى در جانوران و گياهان: سوره يس، آيه ٣٦.
٢- نيروى جاذبه عمومى كه كرات آسمانى را در مدار خود حفظ مىكند: سوره رعد، آيه ٢؛ سوره فاطر، آيه ٤١ و سوره روم، آيه ٢٥.
٣- خبردادن از مراحل تكاملى جنين انسان در شكم مادر: سورهمؤمنون، آيات ١٣ و ١٤.
٤- خبر دادن از كروى بودن زمين و معلّق بودن آن در فضا: سوره صافّات، آيه ٥ و سوره فاطر، آيه ٤١.
د- اعجاز قرآن از جهت آورنده آن: با بخشى از شگفتىهاى قرآن عظيم آشنا شديم.
اين شگفتىها آنگاه به اوج خود مىرسد كه بدانيم آورنده چنين كتابى مردى درس ناخوانده و خط ننوشته بوده و در سرزمينى پر از جهل، خرافات، دختر كشى، شرك و فساد مىزيسته است.
دليل بر درس ناخواندگى پيامبر صلى الله عليه و آله علاوه بر شهرت عمومى اين مسأله در بين مردم معاصر آن حضرت صلى الله عليه و آله، آياتى است كه بر اين مطلب دلالت دارد؛ مانند:
«الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِندَهُمْ فِي التَّورَاةِ وَالْإِنْجِيلِ ...» «١» همانها كه از فرستاده (خدا)، پيامبر امّى، پيروى مىكنند؛ پيامبرى كه صفاتش را در تورات و انجيلى كه نزدشان است، مىيابند منظور از «امّى» در آيه مزبور، كسى است كه درس نخوانده است. برخى احتمال