قرآن در قرآن - فرقانی حیدری - الصفحة ٣٠
گاهى نيز ممكن است حكمى كه از روى مصلحت واقعى تشريع شده، پس از مدتى نسخ شود؛ ولى اين نه به آن معناست كه آن حكم براى هميشه تشريع شده بوده و بعداً در اثر مصلحتيابى يا برخورد به اشكال، تبصره خورده و يا تغيير پيدا كرده، بلكه بدين معنا است كه مدت آن حكم در علم خدا از روز اول، كوتاه و موقت بوده و پس از تمام شدن مدت آن، سقوط و يا تغيير آن اعلان گرديده است. نسخ بدين معنا نيز هيچ اشكال و محذورى ندارد؛ نه با علم خدا منافات دارد و نه با مصلحتبينى و حكمت وى.
بنابراين، نسخ در واقع، بهاين معنا است كه مدت حكم از ابتدا موقّت و محدود بوده و بعداً بهعنوان نسخ اعلان گرديده كه مدت آن حكم سپرى شده است. نسخ به اين معنا، هيچ اشكال و محذورى ندارد و قطعاً امكانپذير مىباشد؛ زيرا تأثير و دخالت خصوصيات زمان در ملاك و حكمت احكام قابل انكار و ترديد نيست و ممكن است زمانى داراى خصوصيتى بوده كه در اثر آن خصوصيت، مثلًا روز شنبه براى پيروان حضرت موسى عليه السلام عيد گرديده و زمان ديگرى داراى خصوصيتى ديگر بوده كه در اثر آن، مثلًا روز جمعه براى مسلمانان عيد شده و احكامى براى آن جعل گرديده است. اكنون كه وقوع چنين حقيقتى را در شرايع آسمانى تصور نموديم، بايد اين حقيقت را نيز تصور كنيم كه همانگونه كه زمان از نظر اوقات و روزها داراى خصوصيتى است، ممكن است از نظر مدت و استمرار نيز داراى خصوصيت و امتياز خاصى بوده و انجام دادن كارى در مدت معيّن و خاصى داراى مصلحت باشد و پس از انقضاى اين مدت، اين مصلحت از بين برود و بالعكس. «١» تأويل واژه «تأويل» در اصل، از ماده «اوْل» بهمعناى بازگشت است كه به باب تفعيل رفته و معناى «بازگرداندن» را مىدهد. صاحب قاموس مىنويسد: «كلام او را تأويلنمود» يعنى:
آن را برگردانيد و ارزيابى و تفسير كرد. كلمه تأويل بهمعناى تعبير خواب و به معناى