طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٨٩ - کِیفِیّت دلالت رواِیات باب بر عدم نجاست مخالفِین اسلام
اِین رواِیت گرچه بهطور ارسالْ نقل شده است، امّا روات حدِیثْ حکاِیت از صحّت انتساب آن به امام علِیهالسّلام دارند، مضافاً به موافقت مضمون آن با ساِیر احادِیث مسنده و صحِیحه که قبلاً ذکر گردِیده است.
باِید اذعان نمود که در نزد امام علِیهالسّلام جمِیع اصناف از مردمْ محکوم به طهارت ذاتِیّهاند، و ظهور لفظ «کَرِهَ» در عدم نجاست، بر اِین معنا دلالت دارد؛ مضافاً به قرِینۀ وحدت سِیاق، زِیرا بالإجماع سؤر ولدالزّنا نجس نمِیباشد، و حمل لفظ «کَرِهَ» بر دو مصداق نجسالعِین و طاهرالعِین بسِیار مستبعَد است، بلکه از امام علِیهالسّلام پذِیرفته نمِیشود؛ زِیرا اگر مقصود از کراهت نفس، مکروه بودن تناول بهواسطۀ کدورت طعام باشد، بسِیارِی از اصناف دِیگر نِیز مشمول اِین قاعده خواهند شد، مانند سؤر حائض و غِیره.
فلذا اختصاص اهلکتاب و مشرک به نجاست و وجوب اجتناب، و ولدالزّنا به طهارت و استحسان اجتناب، از طرِیق محاوره به دور مِیباشد.
آنچه از مجموع اِین رواِیات که باِید آن را در حدّ تواتر بهحساب آورد استفاده مِیشود، حکم قطعِی به طهارت ذاتِی اهلکتاب است؛ زِیرا در بعضِی از آنان تصرِیح به طهارت شده است، مانند رواِیت اوّل و نهم و دوازدهم و هفدهم و بِیستم و بِیستوِیکم و بِیستودوّم؛ و بقِیّۀ رواِیات نِیز داراِی ظهور تامّ و غِیر قابل تردِید در طهارت آنان مِیباشد.
و لهذا با توجّه به مطلب مذکور، مرحوم شِیخ انصارِی ـ رحمة الله علِیه ـ حکم به طهارت اهلکتاب را طبق رواِیات وارده، متعِیّن مِیداند[١] لولا مسئلۀ اجماع مدّعا و حکم اصحاب به نجاست آنان! و اِین بسِیار عجِیب و غرِیب مِینماِید،
[١]* و مشرک و هرکه مخالف اسلام بود اکراه داشتند؛ و از همۀ اِینها مکروهتر در نزد او باقِیماندۀ آب ِیا غذاِی ناصبِی بود.» (محقّق)
[١٠٠]. کتاب الطّهارة، شِیخ الأنصارِی، ج ٥، ص ١٠١.