طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٠ - رواِیاتِی از شِیعه در استعمال لفظ نجس در غِیر از نجاست ظاهرِی و اصطلاحِی
حضرت پاسخ داد: ما در عرش پروردگار تسبِیح و حمد و تقدِیس و تمجِید او را مِینمودِیم.
عرض کردم: بر چه مثال و تعِیّنِی وجود شما قرار داشت؟
حضرت فرمود: ما اشباح نور بودِیم، تا اِینکه خداِی متعال اراده فرمود خلقت عنصرِی و مادِّی ما را پدِید آورد، آنگاه ما را همچون عمودِی از نور بگردانِید و در صلب آدم قرار داد، و همِینطور از صلبِی به صلب دِیگر منتقل شدِیم درحالِیکه هِیچگونه نجاستِ شرک و پلِیدِیِ کفر، دامان ما را نِیالود....»[١]
اِین رواِیت تصرِیح دارد بر اِینکه مقصود از نجاست شرک، قذارت باطنِی شرک و کدورت معنوِی آن است؛ زِیرا وجود خمسۀ طِیّبه قطعاً به صورت حقِیقت نورِیّه، نه به صورت مادّه و عنصر مادِّی، در اصلاب آباء و امّهات مستقر بوده است، چنانچه در خود رواِیت به اِین معنا تصرِیح شده است. و لذا مِیتوان اِین رواِیت را بهعنوان دلِیل محکم و قاطع بر مفاد آِیۀ شرِیفۀ: (إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ) قرار داد، و مقصود از نجاست شرک را در آِیه بر معناِی کدورت و قذارت نفسِی و معنوِی تفسِیر نمود.
مورد دِیگر در بحار الأنوار، جلد ١٦، صفحه ٣٧٤، بابُ فضائِله و خصائصِه صلِّی الله علِیه و آله و سلّم، از تفسِیر فرات بن ابراهِیم نقل مِیکند:
علِیُّ بن محمّدِ بنِ علِیِّ بنِ عُمَرَ الزُّهَرِیِّ، عن عبدِاللهِ بنِ عبّاسٍ ـرَضِِیَ اللهُ عنهـ قال: «قام رسولُ اللهِ صلِّی الله علِیه و آله (و سلّم) فِینا خَطِیبًا فقال: ”الحمدُ لِلَّهِ علِی آلائِهِ و بلائِهِ عندنا أهلَ البِیتِ....
و إنّا أهلُ البِیتِ طَهَّرَنا اللهُ مِن کلِّ نَجسٍ، فنَحنُ الصّادقونَ إذا نَطَقوا و العالِمون إذا سُئِلوا.“ ـإلخ.»[٢]
[١]. در دلائل الإمامة، ص ١٥٧، باب «معرفة ولادة أبِیمحمّد الحسنِ بن علِیّ علِیهماالسّلام» نظِیر اِین رواِیت نقل شده است.
[٢]. تفسِیر فرات کوفِی، ص ٣٠٥.