طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٧ - تبِیِین عنوان شرک و مشرک
بنابر آنچه از مفاد و مصادِیق «شرک» حاصل مِیشود، شرک به معناِی سهِیم نمودن غِیر الله، چه در نفس ذات و حقِیقت وجود (همچون قائلِین به تعدّد الهۀ خِیر و شرّ مانند زرتشتِیها که معتقدند به دو اصل و دو اُقنوم که همان ِیزدان، خداِی خِیرات و برکات؛ و أهرمن که خداِی شرور و ناملاِیمات است) و چه در اسماء و صفات و افعال ذات (مانند مشرکِین و عابدِین أصنام و ِیا حِیوانات و ِیا کُرات سماوِی که آنها را واسطۀ فِیض الهِی مِیدانند و توجّه خود را به سوِی اِین آثار منعطف مِینماِیند) که تمام اِینها داخل در مقولۀ شرک و مصداق آن خواهند بود.
در آِیات قرآن کرِیم به عابدِین نجم و قمر و شمس، خطاب مشرک شده است:
(وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ * فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ *
[١]* و شرِیک: کسِی است که با انسان در کارِی مشارکت دارد.
و اَشراک: همچنِین جمع شِرک و به معناِی نصِیب است؛ مانند قسم و اقسام.
و أشرَک بالله: ِیعنِی براِی خداوند در مُلک و پادشاهِی او شرِیک قرار داد؛ پاک و متعالِی است خداوند از آن. و اسم آن، شرک است.... و شرک عبارت است از اِینکه براِی خداوند در ربوبِیّتش شرِیکِی قرار داده شود؛ پاک و متعالِی است خداوند از اِینکه شرکاء و انداد داشته باشد.... و همِینطور است گفتار خداوند متعال که مِیفرماِید: (وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا)؛ بدِین جهت که معناِیش اِین است که آنان براِی خداوند عِدل و شرِیک قرار دادند و کسِی که چِیزِی از مخلوقات خداوند را شرِیک او قرار دهد، کافر مشرک است، چراکه خداوند واحد است و هِیچ شرِیک و شبِیه و مثلِی ندارد.
و در حدِیث تلبِیۀ جاهلِیّت آمده است: ”لبِّیک، اجابت کردم دعوت تو را، شرِیکِی براِی تو وجود ندارد مگر شرِیکِی که مختصّ به تو است و تو مالک او و هر آنچه در تملّک او است، هستِی.“
منظور آنان از شرِیک، بت است؛ و منظورشان از اِین کلام اِین است که: بت و هرچه در تملّک او است و اختصاص به او دارد از آلاتِی که در نزد او است و در اطراف او است و نذرهاِیِی که مردم با آن به او تقرّب مِیجستند، همه و همه ملک خداوند عزّوجلّ است. و اِین است معناِی اِین سخنشان: ”مالک او و هر آنچه او مالک است، هستِی.“» (محقّق)