طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٤٠ - بِیان حجِّیت اجماع از باب قاعدۀ لطف، و اشکال وارد بر آن
بِیان فرموده و مجزِی دانستهاندـ صحِیح و مُثاب بدانِیم، دِیگر چه فرقِی خواهد کرد بِین ِیکنفر ِیا صدنفر و ِیا ِیک امّت در ِیک برهۀ از زمان و ِیا در ازمنۀ متوالِیه؟!
و همچنانکه احکام در صدر اسلام تدرِیجاً نازل مِیشدند و چهبسا سالها مردم در جهل از تکلِیف واقعِی و حکم شرعِی خود، مرتکب خطا مِیشدند و سپس حکم واقعِی توسّط رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم بِیان مِیگردِید، در زمان غِیبت هم ما بگوِیِیم بنا بر مصالح و مقتضَِیاتِی که در حِیطۀ علم خدا و اولِیاِی او است، مردم از لحاظ ادراک حکمالله واقعِی در حِرمان قرار گِیرند؛ چنانچه در احادِیث مذکور است که قائم آل محمّد صلِّی الله علِیه و علِی آبائه الطّاهرِین با احکام جدِید و تکالِیف جدِیدِی ظهور خواهد نمود.
بلِی، آنچه مقتضاِی شئون امامت و ولاِیت کلِّیۀ الهِیّۀ ائمّۀ هدِی صلوات الله و سلامه علِیهم أجمعِین است، اِین است که وجود امام علِیهالسّلام با إشراف ولاِیِی و عِلِّی خود، بر تمام اعمال و کردار و سرّ و سوِیداِی نفوس ما ناظر و حاضر و شاهد مِیباشد و از جمِیع نِیّات و خاطرات و خطورات ما، قبل از حدوث آنها آگاه و مطّلع است، و لاِیَشُذُّ عن حِیطةِ عِلمِه مثقالُ ذرّةٍ فِی السّماواتِ و الأرضِ؛ و با قوّه و قدرت ولاِیِی خود، جمِیع استعدادات و قواِی ما را به مرحله و مرتبۀ کمال وجودِی آنها رهبرِی و اِیصال خواهد نمود.
بنابراِین اگر به اندازۀ سرسوزنِی انجام تکالِیفِ مخالف با حکمالله و عمل به احکامِ منافِی بخواهد در اِین سِیر کمالِی و فعلِیّت استعدادها تأثِیر سوئِی بگذارد ـدرحالِیکه از نقطۀ نظر اتِیان به مسائل و احکام، هِیچ تقصِیر و ِیا قصورِی متوجّه آنها نخواهد بودـ، اِین مسئله با شئون مقام امامت منافات و تضادّ پِیدا مِینماِید، و امام را از مرتبۀ ولاِیت کبرِی به منزله و مرتبۀ ساِیر افراد بشر تنزّل مِیبخشد؛ نَستجِیرُ بِاللهِ مِن هذِهِ الأوهامِ و الوساوِسِ الدَّنِیّةِ.
همچنانکه خود آن حضرت در نامهاِی که به شِیخ مفِید ـ أعلَِی الله مقامَه ـ دارند، اِین مطلب را متذکّر مِیشوند: