طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٢٠ - اختلاف کلمات فقها در اطلاق لفظ «نجس» به مطلق کفّار ِیا غِیر اهل کتاب
و لَِیتَشعرِی اِین چه ضرورت و اجماعِی است که بسِیارِی از فقهاِی بزرگوار در حکم به طهارت غِیر مسلم، حدّاقل فتوا به طهارت اهلکتاب دادهاند؟! و هذا مِن أعجبِ العجائب! و فقِیه بزرگوارِی همچون مرحوم حاج آقا رضا همدانِی در کتاب «طهارت» خود، آن را از مسائل بسِیار مشکل و صعب شمرده است و با ضرس قاطع، رواِیات طهارت را بر رواِیات دالّه بر نجاست، حاکم و وارد دانسته است؛ چنانچه خواهد آمد.[١]
ثانِیاً: اِیشان خود در انطباق آِیۀ شرِیفه و إفادۀ مراد بر معناِی نجاست اصطلاحِی تشکِیک نموده، و ظهور آن را بر معناِی رجس و پلِیدِی باطنِی راجح مِیدانند، لولا قرائن و شواهدِی که بر نجاست ظاهرِی اقامه نمودهاند، امّا هِیچ اسمِی از اِین شواهد و قرائن کثِیره بهمِیان نمِیآورند و فقط عدم دخول آنان را به مسجدالحرام، دالّ بر ارادۀ نجاست اصطلاحِی شمردهاند؛ درحالِیکه اِین قرِینه، خود شاهدِی بر خلاف مدّعاِی اِیشان است. زِیرا نهِی از ورود مشرکِین به مسجدالحرام، به هِیچوجه دلالت بر نجاست ظاهرِی آنان نمِیکند، زِیرا ممکن است به جهت احتفاظ بر حرمت بِیتاللهالحرام از ورود افراد و اشخاص غِیر مسلمان بهواسطۀ قذارت باطنِی و کدورت نفسانِی باشد، نه بهواسطۀ نجاست ظاهرِی؛ چنانچه اتّفاقاً اِین معنا لَدَِی العقلِ السّلِیمِ و الذّوقِ المَتِین أرجح مِینماِید، و هتک احترام بِیتالله نه بهواسطۀ ورود عِین نجس، بلکه بهواسطۀ ورود کدورت و قذارت باطنِی تحقّق پِیدا مِیکند. مگر ما حکم به حرمت ورود جُنب و حائض و نَفساء به بِیتاللهالحرام و مسجدالنّبِی صلِّی الله علِیه و آله و سلّم نمِیکنِیم، با اِینکه قطعاً نجاست ظاهرِی در غالبِ قرِیب به کل، منتفِی است؟!
ثالثاً: ورود عِین نجس به مسجد به عنوان کلِّی و ِیا مسجدالحرام، درصورتِیکه عرفاً منافِی با حرمت بِیت و رعاِیت شؤون آن نباشد، چه اشکالِی دارد؟! و هِیچ دلِیل
[١]. رجوع شود به ص ١٢٣ به نقل از مصباح الفقِیه.