طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١١٩ - اختلاف کلمات فقها در اطلاق لفظ «نجس» به مطلق کفّار ِیا غِیر اهل کتاب
باِید در اِینجا به چند نکته که در کلام مرحوم صاحب جواهر وجود دارد، اشاره نمود:
اوّلاً: اِیشان مانند مرحوم وحِید بهبهانِی، مسئلۀ نجاست غِیر مسلمان را امرِی ضرورِی از ضرورِیّات دِین مِیداند که بهعنوان شعار در برابر مخالفِین و اهل سنّت مطرح مِیباشد؛ درحالِیکه خود اِیشان عباراتِی از مفِید و نهاِیه و ابنجنِید و ابنأبِیعقِیل و بعضِی دِیگر نقل نموده است که قائل به طهارت اهلکتاب و ِیا اعمّ از آنها مِیباشند، آنگاه در مقام توجِیه و تأوِیل به هر مستمسَکِی جهت اِیجاد وحدت ادّعائِی و انعقاد اجماع، مُتشبّث گردِیده است.
[١]* علاوه بر اِین، آِیۀ شرِیفۀ: (إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ) نِیز بر اِین مطلب دلالت تام دارد. چراکه متضمّن لفظ نجس است، که اگرچه علم به ارادۀ معناِی اصطلاحِی از آن قطعِی نِیست و در آِیۀ شرِیفه فقط نسبت به مشرکِین آمده است، امّا ظهور در معناِی اصطلاحِی دارد، و اِین ظهور از قرائن کثِیرهاِی بر نجاست آنان بهدست مِیآِید که ِیکِی از آنها تفرِیع عدم جواز نزدِیکشدن مشرکِین به مساجد است؛ چراکه حرمت نزدِیکشدن مشرکِین به مساجد، جز با قائل شدن به نجاست اصطلاحِیِ آنان، قابل توجِیه نمِیباشد. همچنِین، نجاست لغوِی علاوه بر اِینکه در مورد مترفِین و ثروتمندان آنان متحقّق نمِیباشد، از تکالِیف الهِی و مسائلِی که حکم شرعِی بر آن مترتّب گردد، نمِیباشد. و احتمال اِینکه منظور از نجاست، خبث باطنِی باشد ـچنانکه بعضِی از افرادِی که نصِیبِی از ذوق فقهِی نبردهاند و به تبعِیّت از اهل تسنّنِ کورباطن قائل بدان شدهاندـ قطعاً مردود و باطل است. بهعلاوه نجاست لغوِی از معانِی معهود و شناختهشدۀ لفظ نجاست نِیست.
و اگر نگوِیِیم ارادۀ مطلق کافر ِیا معناِیِی که شامل ِیهود و نصارِی باشد از لفظ مشرک، امرِی متعارف و معهود است، عدم قول به فصلِ بِین مشرک و غِیر او نِیز دلِیل بر صحّت ادّعاِی ما است، و اِین مطلب از غنِیه و رِیاض نِیز حکاِیت شده است. چراکه آِیۀ شرِیفه: (وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ...) تا آنجا که مِیفرماِید: (عَمَّا يُشْرِكُونَ)، دلالت دارد بر مشرکبودن ِیهود و نصارِی و اعتقاد ِیهود بر اِینکه خداوند، دوّمِی از دو اصل است؛ و خطاب خداوند متعال به حضرت عِیسِی که مِیفرماِید: (أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ)، مشعر به مشرک بودن نصارِی است؛ و همچنِین اعتقاد نصارِی که قائلاند خداوند، سوّمِین از سه رکن و اصل جهان خلقت است نِیز دلالت بر شرک آنان دارد، و غِیر اِینها از شواهد و قرائن.» (محقّق)