طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٢٧ - استدلال صاحب مصباح الفقِیه در ترجِیح بِین اخبار طهارت و نجاست، و نقد آن
دلالتِ بِین اخبار طهارت، اخبار نجاست را مقِیّد و حمل بر کراهت مِینماِید، و حتِّی مدّعِی است که ظهور در دلالت بر نجاست نِیز در آنان منتفِی مِیباشد.
اِیشان پس از ترجِیح قاطع اخبار طهارت بر نجاست، تنها و ِیگانه قرِینۀ حمل بر نجاست را عمل اصحاب و إعراض مشهور از اخبار طهارت مِیدانند؛ و طبق قول مشهور، إعراض اصحاب را مبتنِی بر قرِینۀ مختفِیه از متأخرِین دانسته، و بهواسطۀ آن رفعِید از اخبار ثقات و صحاح از رواِیات و ادلّه مِینماِیند، و چهبسا گفته شده است: کلَّما ازدادَتِ الرّواِیةُ قوّةً، ازدادَت وَهنًا![١]
در اِینجا باِید از اِینان پرسِید: اِین قرِینۀ مختفِیه چگونه قرِینهاِی است که حتِّی ِیک نفر از قدما بحثِی و کلامِی از آن بهمِیان نِیاورده است؟! و چگونه است که همِین قدماِی اصحاب در بسِیارِی از مسائل عادِیه و رواِیات متعارفه، همان سِیاق رواِیت را طبق فهم عادِی خود از رواِیت بِیان کردهاند، و ِیا اگر قرِینه و شاهدِی بر خلاف برداشت متعارف وجود داشته است، نقل کردهاند؛ امّا در اِین مورد که از مهمترِین مسائل در زمان ائمّه علِیهمالسّلام بوده است، به هِیچ قرِینه و شاهدِی اشاره ننمودهاند؟! و ما دلخوش از اِینکه آنها بر قرِینه و تأوِیلِی دست ِیافته و ما از آن محروم بودهاِیم، باِید فهم و برداشت آنان را بر اصول متقَنه و ادلّۀ منصوصه از قِبل امام علِیهالسّلام ترجِیح دهِیم! و چهبسا کار به آنجا رسد که فهم اصحاب، خود بهعنوان ِیک اصل از اصول استنباط، در مقابل کتاب و سنّت قرار گِیرد و بلکه بر آنان ترجِیح ِیابد!! حال بگذرِیم از اِینکه نهتنها هِیچ قرِینه و شاهدِی در زمان ائمّه علِیهمالسّلام بر نجاست کفّار بهطور عام وجود نداشته است، بلکه بر عکس، شواهد متعدّده حتِّی در خود رواِیاتْ همگِی گوِیاِی طهارت کفّار در خود زمان حاملان وحِی و حفظۀ دِین علِیهمالسّلام وجود داشته است؛ چنانچه خواهد آمد.
[١]. ترجمه: «رواِیتِی که مشهور فقها از آن إعراض نموده باشند، به هر مقدار که قوّتش بِیشتر باشد، ضعف و سستِی آن بِیشتر خواهد بود!» (محقّق)