طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٣ - علّت ترتّب حکم عدم قرب و نزدِیکِی به مسجدالحرام، بر نجاست مشرکِین
و عدم تلوّث آن به ملوّثات عالم کثرات، و خلوص و ترکّز آن بر حقِیقت توحِید است؛ نه طهارت ظاهر و پاکِیزگِی جسمِی و ظاهرِیـ قذارت روحِی و کدورت معنوِی و ظلمت باطنِی و نفسِی خواهد بود؛ لذا مِیفرماِید: (فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ)، ِیعنِی: با اِین کدورت باطن، حتِّی نزدِیک آن ساحت مقدّس و ملکوتِی و مطهّر نباِید شوند! و اِین معنا بسِیار روشن و واضح و بدون اشکال خواهد بود. چنانچه مرحوم علاّمه طباطبائِی ـ رضوان الله علِیه ـ نِیز بر اِین معنا تصرِیح دارند؛ اِیشان در المِیزان، جلد نهم، صفحه ٢٣٨ مِیفرماِیند:
و النّهِیُ عن دخولِ المُشرِکِینَ المسجدَالحرامَ بحَسَبِ المُتَفاهَمِ العُرفِیِّ ِیُفِیدُ أمرَ المُؤمنِینَ بمَنعِهم عن دخولِ المسجدالحرام. و فِی تَعلِیلِهِ تَعالِی مَنعَ دخولِهِمُ المسجدَ بکَونِهم نَجَسًا، اعتبارُ نَوعٍ من القَذارةِ لهم کاعتبارِ نَوعٍ مِن الطّهارةِ و النَّزاهةِ للمسجدِالحَرامِ. و هِی کِیف کانَت أمرٌ آخَرُ وراءَ الحُکمِ باجتنابِ ملاقاتِهِم بِالرُّطوبةِ و غِیرِ ذلک.[١]
کِیفِیّت تحقّق موضوع و انعقاد ظهور از لفظ (نَجَس) در آِیۀ شرِیفه
و امّا مطلب چهارم: شکِّی نِیست که انعقاد ظهور از لفظ و تلقِّی آن توسّط مخاطبِینِ بالخطاب، براساس کِیفِیّت تحقّق موضوع و ارتکاز آن در نفس مخاطب است؛ و اِین مسئله مبتنِی بر کِیفِیّت دلالت شواهد و حکاِیت قرائن حالِیّه و مقالِیّه و مقارنات در زمان تلقِّیِ خطاب، و حتِّی ممکن است پس از آن نِیز باشد. بناءًعلِیهذا انعقاد و تشکّل ظهور، نه ِیک امر اعتبارِی بلکه ِیک حقِیقت عرفِیّه و طبعِیّه است، و اعتبار شخص هِیچ دخالتِی در نحوۀ تکوّن و تشکّل آن ندارد.
[١]. تفسِیر المِیزان، ج ٩، ص ٢٢٩. ترجمه:
«و نهِی از ورود مشرکِین به مسجدالحرام، به حسب فهم عرفِی، امر نمودن مؤمنِین است به اِینکه مانع داخل شدن آنان به مسجدالحرام شوند. و اِینکه علّت منع از داخل شدن آنان در مسجدالحرام نجس بودنشان است، مِیرساند که مشرکِین داراِی نوعِی از قذارت و پلِیدِی هستند کما اِینکه مسجدالحرام داراِی نوعِی از طهارت و نزاهت است. و اِین حکم به هر نحو که باشد، مسئلهاِی غِیر از حکم به اجتناب ملاقات کفّار با رطوبت و غِیر آن است.» (محقّق)