طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٦ - رجوع تمامِی مصادِیق لفظ «نجس» و مشتقّات آن به مقولة تنفّر و انزجار
«اجتَنِبوا هذهِ القاذُورةَ!» ِیَعنِی الزِّنا.[١]
«زمانِی که رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم ماعز بن مالک را (بهواسطۀ عمل زنا) سنگسار نمود، فرمود: ”اِی مردم، از اِین قاذوره اجتناب کنِید!“ ِیعنِی زنا.»
با توجّه به معانِی مختلف و مصادِیق متفاوتِی که براِی لفظ «نجس» و «قَذر» ذکر شده است، بهدست مِیآِید که لفظ نجس داراِی مصادِیق و معانِی مختلفِی بوده است:
از طرفِی ممکن است مقصود از نجس همان معناِی اصطلاحِی، ِیعنِی قذارت خَبِیثه، در بعضِی از مصادِیق مذکوره باشد.
و از طرفِی ممکن است منظور، کدورت نفسانِی و ناپاکِی سرِیره در بعضِی از موارد باشد، چنانکه از حدِیث حسن بصرِی اِین معنا مستفاد مِیشود؛ چه اِینکه قطعاً مقصود از «هو أنجَسَها» نمِیتواند قذارت خُبثِیّه باشد، زِیرا در اِینصورت فرقِی بِین زنا و نکاح شرعِی وجود نخواهد داشت.
و از طرفِی لفظ نجس در مورد بِیمارِی و مرض صعبالعلاج و ِیا مستحِیلالعلاج اطلاق مِیشود: داءٌ نَجِسٌ و عَقامٌ.
و از طرفِی در مورد حرز و عوذه نِیز مورد استفاده و استعمال قرار مِیگِیرد.
گرچه موارد استعمال کاملاً با ِیکدِیگر متفاوت است، زِیرا مصداق نجاست خُبثِیّه هِیچ تلائمِی با نجاست باطنِیّه و خُبث سرِیره ندارد ـچنانچه در مورد حدِیث زنا ذکر گردِیدـ و ِیا بِیمارِی غِیر قابل علاج با حرز و عوذه مناسبتِی ندارد؛ ولِی اگر چنانچه دقّت شود روشن خواهد شد که تمامِی مصادِیق لفظ نجس و مشتقّات آن به ِیک معنا ارجاع مِیگردد، و آن مقولۀ تنفّر و انزجار است؛ ِیعنِی معنا و مفاد ما ِیَتنَفَّرُ عَنه الطّبعُ و ِیَطرُدُه،[٢] در جمِیع مصادِیق نجس اخذ شده است، و مآل جمِیع مفاهِیم
[١]. لسان العرب، ج ٥، ص ٨٠.
[٢]. ترجمه: «چِیزِی که طبع انسان از آن متنفّر است و از آن دورِی مِیکند.» (محقّق)