طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٣٥ - معانِی لغوِی لفظ «نجس»
«در حدِیث وارد است: ”از اِین قاذورهاِی که خدا نهِی فرموده است، بپرهِیزِید!“ ِیعنِی از کار زشت و کلام ناروا دورِی کنِید.
و گفته مِیشود: مرد ناپاک و آلوده. و همچنِین گفته مِیشود: اِی شخص تو ما را آلوده ساختِی! ِیعنِی موجب ناراحتِی و بههمرِیختگِی ما شدِی.»
... و رَجُلٌ مَقذَرٌ: تَجتَنِبُهُ النّاسُ.
«ِیعنِی مردِی که مردمان از او دورِی مِیجوِیند.»
... ِیقال: قَذِرتُ الشَِّیءَ أقذَرُهُ، إذا کَرِهتُه و اجتَنَبتُهُ.
«گفته مِیشود: قَذِرتُ الشَِّیءَ، ِیعنِی: از او خوشم نِیامد و از او اجتناب کردم.»
... القاذورةُ مِن الرِّجال: الفاحِشُ السَِّیِّئُ الخُلُق.
«به مردمان زشتکردار و بداخلاق، قاذوره گفته مِیشود.»
... القاذورة من الرّجال: الَّذِی لا ِیُبالِِی ما قالَ و ما صَنع.
«به کسِی که باکِی از گفتار و کردارش ندارد نِیز قاذوره اطلاق مِیشود.»
... و رُوِِیَ أنّ النبِیَّ صلِّی اللهُ علِیه (و آله) و سلّم کانَ قاذورةً لاِیَأکُلُ الدَّجاجَ حَتِّی تُعلَفَ.
القاذورةُ هاهنا، الّذِی ِیَقذُرُ الأشِیاءَ؛ و أرادَ بِعَلفِها أن تُطعَم الشِّیءَ الطّاهرَ. و الهاءُ للمبالغةِ.
از رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم رواِیت است: ”اگر مرغِی از قاذورات ارتزاق مِینمود حضرت از خوردن گوشت آن مرغ إبا مِینمودند تا اِینکه به او از علوفات و حبوب طاهر داده شود و بهواسطۀ آن از ناپاکِی درآِید.“
و مقصود از قاذوره در اِینجا شخصِی است که اشِیاء خبِیث را ناپاک و آلوده مِیبِیند و از آنها اجتناب مِیکند. و هاء در اِینجا جهت مبالغه است.»
و فِی حدِیثِ أبِیموسِی فِی الدَّجاجِ: «رَأِیتُهُ ِیَأکُلُ شَِیئًا فَقَذِرتُهُ.» أِی: کَرِهتُ أکْلَهُ، کأنّهُ رَآهُ ِیَأکُلُ القَذَرَ.
«ابِیموسِی نِیز رواِیت مِیکند که پِیامبر فرمود: ”دِیدم آن مرغ از چِیزِی ارتزاق مِیکرد، و مرا از اِین کار ناخوش آمد و از خوردن آن مرغ صرفنظر کردم.“ گوِیا آن حضرت دِیده است که از قاذورات مِیخورد.»
... و لَمّا رَجَمَ النّبِیُّ صلَِّی اللهُ علَِیهِ (و آلِهِ) و سلّم ماعِزَ بنَ مالکٍ قالَ: