طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٢٤ - کِیفِیّت ارتباط بِین نشئۀ انشاء احکام الهِی و نشئۀ خلق و حِیثِیّت تکوِین
براساس ملاک عقل و انطباق با نفسالأمر، حِیثِیّت مولوِیّت و شأنِیّت تشرِیع باِید منحصراً در ِید اختِیار و مشِیّت او باشد و بس. و در اِین مسئله هِیچ اقتضائِی نسبت به مخالفت تشرِیع با کِیفِیّت و نحوۀ تکوِین وجود ندارد، بلکه اقتضاِی حکمت بالغۀ حق و علِّیت غائِی در خلق مخلوقات همان بِیان نفِیس و شرِیف آِیات کتاب مبِین است که:
(قَالَ فَمَنْ رَبُّكُمَا يَا مُوسَى * قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى).[١]
و ِیا آِیۀ شرِیفۀ:
(مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ).[٢]
و ِیا آِیۀ شرِیفۀ:
(قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلَا يُطْعَمُ قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ).[٣]
بناءًعلِیهذا امکان تخلّف احکام از مقتضاِی خلقت و تکوِین وجود ندارد و نشئۀ انشاء احکام تکلِیفِیّه و وضعِیّه از نقطه نظر اعتبار و جعل، قطعاً باِید منتزع از
[١]. سوره طه (٢٠) آِیه ٤٩ و٥٠. الله شناسِی، ج ٣، ص ١٠٧:
«فرعون گفت: پس چه کسِی مِیباشد پروردگار شما دو نفر (موسِی و هارون) اِی موسِی؟! موسِی گفت: پروردگار ما آن کسِی است که به هر چِیز، مقدار ظرفِیّت و هوِیّتش و استعدادش را در جهان آفرِینش عطا کرده است، و سپس آن را در راه و مسِیر کمال وجودِی خود به راه انداخته و بدان سمت هداِیت نموده است.»
[٢]. سوره هود (١١) آِیه ٥٦. امام شناسِی، ج ٤، ص ٣٧:
«هِیچ جنبدهاِی نِیست مگر آنکه اراده و اختِیار او به دست خداست؛ و پروردگار من بر راه مستقِیم است.»
[٣]. سوره أنعام (٦) آِیه ١٤. امام شناسِی، ج ٥، ص ١٢٥:
«بگو (اِی پِیامبر): آِیا من براِی خودم ولِیِّی غِیر از خداوند بگِیرم، درحالِیکه او آسمانها و زمِین را آفرِیده است، و او غذا مِیدهد و کسِی به او غذا نمِیدهد؟! بگو من مأمور شدهام که اوّلِین کسِی باشم که به اِین خدا اِیمان آورده و تسلِیم شده باشد! و البتّه البتّه از مشرکان به خدا مباش!»