طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٥٣ - حکم به طهارت ذاتِی کفّار، در عِین استحباب رعاِیت احتِیاط و اجتناب از تماس با آنان و تناول اطعمۀشان
و اِین مسئله مانند بسِیارِی از مسائل دِیگر موجب تاسّف ارباب تحقِیق و تعمِیق گردِیده است. در بسِیارِی از موارد دِیده مِیشود فقِیهِی بدون توجّه به دلالت رواِیت و کِیفِیّت جمع آن با ساِیر ادلّه و تأمّل در مضامِین آن، فوراً به حِیثِیّت جهت رواِیت پرداخته و او را حمل بر تقِیّه نموده، و بالکلِّیه از حجِّیت ساقط مِینماِید؛ درحالِیکه با اندک تأمّلِی مِیتوان حمل صحِیحِی بر آن تصوّر نمود و کلام امام علِیهالسّلام را از لغوِیّت خارج ساخت. مگر به اِین آسانِی مِیتوان فوراً ِیک رواِیت را به مجرّد معارضۀ ظاهرِیّه با رواِیات دِیگر، از حَِیّز حجِّیت ساقط نمود؟! و ِیا به صِرف ترکّز بعضِی از محتملات و استحسان سلِیقههاِی شخصِی و فردِی، از احکام الهِی و کلمات معصومِین علِیهمالسّلام دست شست؟! و آِیا متاخّرِین از فقها که حکم به طهارت اهلکتاب دادهاند، چگونه متوجّه اِین مسئلۀ تقِیّه نشدهاند؟ اِینها و نظاِیر اِینها سؤالهاِیِی است که ِیک محقّق را به اندِیشه و دغدغۀ نگرشِی مجدّد و تحقِیقِی مضاعف در کِیفِیّت اخذ فتوا و استنباط احکام از اصول استنباط وامِیدارد.
حکم به طهارت ذاتِی کفّار، در عِین استحباب رعاِیت احتِیاط و اجتناب از تماس با آنان و تناول اطعمۀشان
سوّم اِینکه: گرچه در مقام جمع بِین رواِیات مختلفه در اِین باب، حکم به رجحان قاطع رواِیات دالّه بر طهارت جمِیع اقسام بشر از ملل مختلفه مِینماِیِیم، امّا اِین مطلب پر واضح است که مصبّ رواِیات منقوله از ائمّۀ معصومِین صلوات الله و سلامه علِیهم أجمعِین بر استحباب احتِیاط و اجتناب از تماس و مباشرت با فرق مختلفه مِیباشد؛ و حتِّیالامکان بهتر است از تناول اطعمۀ آنان و تماس با آنان، حتِّی در صورت اجتناب از مسکر و لحم خنزِیر، خوددارِی نمود.
در اِینجا بحث ما حول مسئلۀ طهارت ذاتِی انسان پاِیان مِیپذِیرد، و با توفِیق روزافزون براِی محقّقان و اندِیشمندان فقه اسلام و علوم اهلبِیت عصمت و طهارت علِیهمالسّلام، مؤلّفْ همگِی آنان را به بحث و تحقِیق و نقد در رسالۀ مذکوره فرا مِیخواند، و از نظرات سودمند و بِیانات ناقدانۀ آنان به گرمِی استقبال مِینماِید؛ و بهعنوان هدِیهاِی درخور تأمّل و تعمّق به پِیشگاه علم و فقاهت عرضه مِیدارد.