طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٦ - رواِیاتِی از شِیعه در استعمال لفظ نجس در غِیر از نجاست ظاهرِی و اصطلاحِی
لاتَغتَسِل مِن البِئرِ الّتِی تَجتَمِعُ فِیها غُسالةُ الحَمّامِ؛ فإنّ فِیها غُسالةَ وَلَدِ الزِّنا و هو لاِیَطهُرُ إلِی سَبعةِ آباءَ، و فِیها غُسالةَ النّاصِبِ و هو شَرُّهما. إنّ اللهَ لمِیَخلُق خَلقًا شَرًّا مِن الکَلبِ، و إنّ النّاصِبَ أهوَنُ علِی اللهِ مِن الکَلبِ!
«حضرت فرمودند: ”از آب چاهِی که فاضلاب حمّام در آن مِیرِیزد غسل مکن؛ زِیرا اولاد زنا در آن حمّام خود را شستوشو مِیدهند و درحالِیکه او تا هفت پشت طاهر نمِیباشد، و همچنِین ناصبِی خود را مِیشوِید و او بدتر آن دو است. خداِی متعال هِیچ مخلوقِی را بدتر از سگ نِیافرِید، امّا شخص ناصبِی از آن هم پستتر و زبونتر است!“»
نظِیر اِین رواِیت در علل الشّراِیع، از محمّد بن الحسن ... از عبدالله بن أبِیِیعفور مروِی است که از امام صادق علِیهالسّلام رواِیت مِیکند، حضرت فرمودند:
... و إِیّاکَ أن تَغتَسِلَ مِن غُسالةِ الحَمّامِ؛ ففِیها ِیَجتَمِعُ غُسالةُ الِیَهودِیِّ و النّصرانِیِّ و المَجوسِیِّ و النّاصبِ لنا أهلَ البِیتِ و هو شَرُّهُم. فإنّ اللهَ تَبارکَ و تَعالِی لمِیَخلُق خَلقًا أنجَسَ منَ الکَلبِ، و إنّ النّاصِبَ لنا أهلَ البِیتِ أنجَسُ مِنه.[١]
«مبادا از آب زائدۀ حمّام جهت غسل استفاده کنِی؛ زِیرا در اِین آب، زائدۀ غسل ِیهود و نصرانِی و مجوسِی و ناصب ما اهلبِیت قرار دارد، و بدان که ناصبِی از همۀ آنان بدتر است. خداِی متعال هِیچ مخلوقِی را نجستر از سگ نِیافرِید، و بهدرستِیکه شخص ناصبِی از سگ هم نجستر است.»
با توجّه به اِین دو رواِیت و نظاِیر آنها روشن مِیشود که مقصود از نجاست و ِیا طهارت در رواِیت سابق، معناِی اصطلاحِی و فقهِی آن نِیست. زِیرا لفظ طهارت در رواِیت سابق در مورد ولد زنا بهکار گرفته شده است درحالِیکه به اجماع و ضرورت دِین، اولاد زنا پاک هستند و نجاستِی عرضِی مترتّب بر آنان نِیست؛ بلکه مقصود از اِین لفظ، عبارت است از ِیک نوع کدورت و گرفتگِی باطنِی و معنوِی که بر توالد و تناسل مِن غِیر طرِیق شرعِی مترتّب است، و اِین اشکالِی ندارد.
[١]. علل الشّرائع، ج ١، ص ٢٩٢.