طهارت انسان - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٢٢ - نقد کلام صاحب جواهر
أوضحُ من تلک دِلالةً، بل لولا معلومِیّةُ الحُکمِ بِینَ الإمامِیّةِ و ظهورِ بعضِها فِی التّقِیّةِ لَاتّجَهَ العملُ بها، لکن لاِیَنبغِی أنِیُصغِی إلِیها فِی مُقابَلةِ ما تَقدَّم. و إن أطنَبَ بعضُ الأصحابِ فِی البحثِ عنها و تَجشَّمَ مَحاملَ لها، ِیُرجَّحُ الطّرحُ علِیها فضلًا عن التَقِیّةِ؛ کما أ نّه لاِیَنبغِی الإصغاءُ للاستدلالِ علِی الطّهارةِ أِیضًا بقوله تعالِی: (وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ)،[١] بعدَ ورودِ الأخبارِ المُعتبرةِ و فِیها الصّحِیحُ و المُوثّقُ و غِیرُهما، بإرادةِ العَدَسِ و الحُبوبِ و البُقولِ من الطّعامِ، سِِیّما مع تَأِیِیدِها بما عن المصباحِ المُنِیرِ أنّهُ: «إذا أطلَقَ أهلُ الحجازِ الطّعامَ عَنَوا به البُرَّ خاصّةً.»[٢]
بسِیار عجِیب است، مرحوم صاحب جواهر گرچه اخبار طهارت را أوضحدلالةً مِیداند از اخبار نجاست، و حکم به طهارت را لَولا معلومِیّةُ الحکمِ بِینَ الإمامِیّه، متَّجه مِیشمارد، ولِی غِیر از صِرف همِین معلومِیّت که فقط ِیک ارتکاز ذهنِی اِیشان و امثال اِیشان است، هِیچ دلِیلِی بر رجحان حکم به نجاست اقامه نمِینماِید، و با اِین
[١]. سوره مائده (٥) آِیه ٥.
[٢]. جواهر الکلام، ج ٦، ص ٤٣. ترجمه:
«و رواِیاتِی که دلالت بر نجاست خصوص ِیهود و نصارِی دارند هم از رواِیات معتبر هستند. اگرچه در مقابل اِین رواِیات، اخبارِی هستند که دلالت بر طهارت آنان مِینماِیند و در بِین آنها صحِیح و غِیر صحِیح ِیافت مِیشود، و دلالتشان از دلالت اخبار دالّ بر نجاست واضحتر و قوِیتر است، بلکه اگر حکم در نزد امامِیّه معلوم نبود و همچنِین بعضِی از آن رواِیات ظاهر در تقِیّه نبودند، عمل به آنها صحِیح و موجّه بود؛ امّا بعد از ادلّهاِی که گذشت دِیگر سزاوار نِیست به اِین دسته از رواِیات توجّه شود. و اگرچه بعضِی از اصحاب، بحث را در اِینجا طولانِی کرده و محملهاِیِی براِی اِین رواِیات تراشِیدهاند، امّا کنارگذاشتن آنها ترجِیح دارد و حتِّی نِیازِی به حمل آنها بر تقِیّه نمِیباشد؛ کما اِینکه سزاوار نِیست به استدلال بر طهارت اهلکتاب با آِیۀ شرِیفۀ: (و طعام اهلکتاب بر شما حلال است، و غذاِی شما نِیز براِی آنها حلال مِیباشد) گوش داده شود و توجّه شود، چراکه اخبار معتبرِی که بِین آنها راوِیان صحِیح و موثّق و غِیر آنها هستند، دلالت دارند بر اِینکه مراد از طعام در آِیۀ شرِیفه، عدس و حبوبات و سبزِیجات است، بهوِیژه اِینکه عبارت مصباح المنِیر: ”هنگامِی که اهل حجاز طعام را به صورت مطلق ذکر مِیکنند، منظورشان فقط گندم است.“ نِیز اِین دسته از رواِیات را تأِیِید مِیکند.» (محقّق)